با ما همراه باشید

دیدگاه

جنگل در حال تنفس؛ قاچاقچیان مشغول کارند

منتشر شده

در

می‌گویند جنگل­های شمال در حال نفس کشیدن است. نفسی بلند که قرار است سال‌ها طول بکشد تا کمی خودش را احیا کند و جان بگیرد. اما در میزان تأثیرگذاری این نسخه استراحت استعلاجی که برای جنگل پیچیده شده چون ‌و چراهایی وجود دارد.

جنگل‌های هیرکانی شمال کشور جزء منحصربه ‌فردترین جنگل‌های جهان شناخته می‌شوند چراکه بازمانده از عصر یخبندان هستند و به همین دلیل فسیل زنده هم نامیده می‌شوند و به تازگی هم به عنوان میراث طبیعی جهان به ثبت یونسکو رسیدند.

این توصیفات شامل حال تقریبا یک سوم مساحت گیلان یعنی 564 هزار و 712 هکتار می‌شود که گونه‌های پهن‌برگ انجیلی(آسوندار)، راش، مَمرَز، شمشاد، لیلکی، سرخدار، توسکا، افرا و … را در خود جای‌داده است. طبیعت مازندران، گلستان، سمنان و ارسباران نیز بخشی از این جنگل‌های بازمانده از عصر یخبندان را در خود جای‌داده است.

برای حفاظت از این جنگل‌ها تاکنون  33 تَن در گیلان جانشان را فدا کرده‌اند که معروف‌ترینشان ناصر پیروی بود که به فجیع‌ترین شکل ممکن به دست یک باند قاچاق چوب به شهادت رسید.

 موافقان و مخالفان تنفس جنگل

ایده «تنفس جنگل»‌های شمال از سال 94 در بسیاری از محافل محیط‌زیستی و حامیان جنگل مطرح شد. بعد از مخالفت‌ها و موافقت‌ها در سال 96 مجلس شورای اسلامی، دولت را مکلف به اجرای طرح تنفس یعنی توقف بهره‌برداری از جنگل‌های شمال کرد. این طرح در همان ابتدا مخالف و موافقانی پیدا کرد.

مخالفان می‌گویند دریکی از بندهای این قانون عنوان‌شده که همه طرح‌های جنگلداری باید تا پایان سال سوم اجرای طرح به‌تدریج متوقف شود. اما وزیر کشاورزی با توقف  تمام برنامه‌ها عملاً جنگل را با بی‌برنامگی مواجه کرده است.

در مقابل موافقان می‌گویند این فقط یک تفسیر از قانون است و تفسیر درستی هم نیست. «محسن یوسف پور» مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان گیلان یکی از موافقان طرح به مرور می‌گوید: جنگل‌های شمال 50 سال مورد بهره‌برداری قرارگرفته است. طرح تنفس یعنی فرصت دادن به رویش جنگل و همچنین مروری بر عملکرد 5 دهه گذشته خودمان.

مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان گیلان توضیح داد: براساس قانون، برداشت چوب از جنگل باید متوقف می‌شد و فقط اجازه قطع به درختان پرورشی و یا درختانی که ازنظر بهداشتی مشکل‌دارند، داده ‌شده است. به باور او جنگل باید نقش حفظ اقلیم را انجام دهد نه اینکه فقط به‌عنوان تأمین‌کننده چوب به آن نگاه شود.

وقتی از خلأ برنامه در طرح تنفس می‌پرسیم یوسف پور آن را تفسیر اشتباه قانون می‌داند و البته تأکید دارد که طرح جایگزین مدیریت پایدار در حال طراحی است و در سال 99 به مرحله اجرا می‌رسد. و حرف مخالفان دقیقاً در همین نکته است که چرا قبل از این برنامه اجرایی جدید برنامه‌های قبلی متوقف شد.

 موافقان، مخالف می‌شوند

«نسیم طواف زاده» یکی از فعالان محیط‌زیست گیلان است. او هم به مرور می‌گوید: ابتدا موافق طرح تنفس جنگل بوده و دلیل آن را هم وضعیت بحرانی جنگل‌های شمال می‌داند. اما حالا نمی‌تواند از اجرای این طرح دفاع کند. ماجرایی که ریشه در تصمیم وزیر جهاد کشاورزی دارد: قرار بود این طرح پلکانی اجرا شود. اما حجتی وزیر وقت جهاد کشاورزی به‌سرعت این طرح را اجرایی کرد. حجتی از رهبری به‌عنوان رئیس سازمان انفال دستور تسریع در اجرای این طرح را می‌گیرند. زمانی که هنوز آیین‌نامه اجرایی بیرون نیامده بود.

حجتی تصمیم داشت تا هر چه زودتر جنگل را به استراحت بفرستد، اما به نظر می‌رسد با این تصمیم قانون هم به استراحت اجباری فرستاده شد.

طواف زاده از نبود برنامه‌های حفاظت و رها شدن جنگل بعد از طرح تنفس صحبت می‌کند. «شرکت‌های مجری طرح‌های جنگلداری قرار بود  تبدیل به شرکت‌های حفاظتی شوند و برایشان بودجه هم پیش‌بینی شد اما اصلاً مبلغی پرداخت نشد. با مشکلات مالی کارکنان شرکت‌های مجری کم شد. درنتیجه نظارتی در منطقه وجود نداشت. اتفاقی که افتاد این بود که چشم بر قاچاق بسته می‌شد و در بدترین حالت خودشان با آن‌ها همراه می‌شدند».

قاچاقچیان مشغول کارند

طرح تنفس می‌خواست جنگل نفسی تازه کند اما مردم محلی می‌گویند استراحتی در کار نیست و قاچاقچیان کار خودشان را می‌کنند.

گیلان با مصرف‌کننده‌های بزرگ چوب مانند چوکا، چوب اسالم، صنایع سلولزی شرکت صنعتی و بازار مبل قم  روبروست. فعالان محیط‌زیست ازجمله طواف زاده می‌پرسند چرا بعد از اجرای طرح تنفس هیچ‌یک از کارخانه‌های بزرگ بعد از اجرای قانون جدید شاکی نیستند؟

این دقیقاً همان سؤالی است که «عبدالغفار شجاع» هم مطرح می‌کند. شجاع سابقه دو دوره نمایندگی مردم انزلی در مجلس و مدیرعامل و رئیس هیات مدیره شرکت نکا چوب ساری و چوکای گیلان را در کارنامه خود دارد.

او هم به مرور می‌گوید: در طول 60 سال گذشته صنایع وابسته به چوب مانند سلولزی، نئوپان و MDF  در استان‌های حاشیه جنگل به وجود آمده است و 200 هزار نفر در صنایع وابسته به جنگل در استان‌ها مشغول به کار هستند آیا در دو سال گذشته شکایت یا گلایه‌ای از طرف این صنایع شنیده‌ شده است؟

جواب هر دو خیر است. آن‌ها جواب اصلی این سؤال را رونق گرفتن قاچاق چوب می‌دانند. این شرکت‌ها برای زنده ماندن از قاچاقچیان، چوب می‌خرند. البته اداره منابع طبیعی منتقدان را به طرح‌های کاشت صنوبر خود ارجاع می‌دهد. درحالی‌که کارشناسان می‌گویند، صنوبرهای دست کاشت جوابگوی بازار نیست.

طرح تنفس جنگل و جان گرفتن قاچاق چوب

«سعید شفقتی» رئیس هیات مدیره موسسه محیط‌زیستی و منابع طبیعی شقایق‌های وحشی هیرکانی هم دراین‌ارتباط به مرور توضیح می‌دهد: اگر اوایل صبح به شهرک صنعتی رشت بروید می‌توانید صف بلند کامیون  و کمپرسی‌ها را ببینید. آن‌ها می‌گویند؛ ما خریدار چوب‌های دست کاشت و باغات هستیم. اما شک نکنید در بار کامیون‌ها چوب جنگلی هم وجود دارد.

به‌زعم این فعال محیط‌زیست طرح تنفس جنگل انگیزه دوباره‌ای برای قاچاق خُرد و کلان چوب شده و گونه‌های ارزشمند جنگل هیرکانی هم لابه‌لای چوب‌های جنگلی قطع می‌شود.

وقتی سری هم به پرتال اداره منابع طبیعی گیلان می‌زنیم به‌طور میانگین یک روز در میان خبرهای توقیف قاچاق چوب در شهرستان‌های مختلف گیلان در آن منتشر می‌شود .

اما مدیرکل منابع طبیعی گیلان در این ‌ارتباط به مرور می‌گوید: بر اساس آمار، حجم و میزان قاچاق افزایش نیافته است. او روند فعلی را طبیعی می‌داند و می‌گوید؛ وقتی قانون سخت‌گیرانه عمل می‌کند مسیر بسته می‌شود، قیمت آن کالا افزایش می‌یابد و طرفدار پیدا می‌کند و تمایل به قاچاق بیشتر می‌شود.

يوسف پور درعین‌حالی که می‌گوید قاچاق چوب ریشه‌کن شده است تأکید می‌کند: ما با شرکت‌های حفاظتی جلوی افزایش قاچاق چوب را گرفته‌ایم.

در جغرافیای گیلان، تالش، رودبار، شفت دارای بیشترین رقم پرونده‌ قاچاق چوب و شهرستان‌های رضوانشهر و سیاهکل هم در رده دوم قرار دارند. استان‌های مازندران، گلستان و سمنان خروج چوب (حتی قانونی) را از استان‌هایشان ممنوع کرده‌اند و هر ماشینی که متوقف شود با جریمه سنگین روبرو می‌شود. اما هنوز گیلان چنین قانونی را به خود ندیده است.

همچنان درگیری‌ها بر سر حفاظت و قطع درختان در جنگل ادامه دارد. گاهی اخبارش درز پیدا می‌کنند. مانند آذر 97  که یک نفر از نیروهای حفاظتی و دو نفر از نیروهای مردمی و همیار طبیعت درگیری با قاچاقچیان مصدوم و مجروح شد.

چند دهه انتظار برای لحظه‌های رستن

زراعت چوب در حدی که بتواند بخشی از نیازهای چوبی کشور را تأمین کند در حال تبدیل‌شدن به رؤیا بود؛ سال‌ها روند آن‌قدر کُند بود که گویا تمام درختان کاشته شده در سایه بودند و هرگز نور خورشید به آن‌ها نمی‌رسید تا رشد کنند. اما از دهه 90 بالاخره موضوع کمی جدی‌تر گرفته شد .

مدیرکل منابع طبیعی گیلان معتقد است، زراعت چوب مسیرش را پیداکرده و آن را  اتفاق خوب بعد از 96  می‌داند. « 670 هکتار برای زراعت چوب در قالب قرارداد 10 ساله واگذار کردیم و 1500 هکتار را نیز در برنامه داریم  و شیوه‌نامه اجرای آن‌هم در حال تنظیم است.»

او آن‌قدری به این طرح‌ها خوش‌بین است که می‌گوید از وابستگی به جنگل بیرون آمده‌ایم. اما در آن‌طرف هم افرادی مانند نکویی عضو هیات علمی گروه جنگل دانشگاه گیلان با شک و تردید به این موضوع نگاه می‌کنند؛ «منافع یکسری در تنفس بود. سر موضوع صنوبر قرارداد بستند در یک سال گذشته چقدر چوب گران شده است و به نفع واردکننده‌ها شد. چوب محصول  استراتژیک نیست. دولت خیلی وارد نمی‌شود. زمانی فقط تنه بود اما الآن سرشاخه و کُنده را هم می‌خرند. و این کمبود چوب سبب شد تا فشار زیادی به زاگرس بیاید.»

کمبود امکانات و نیرو از بدو تأسیس تاکنون

اما قصه پر غصه این موضوع بدون شک و با تائید همه طرف‌های مخالف و موافق خود سازمان جنگلداری و منابع طبیعی است. سازمانی که با یک نگاه کلی و محاسبه سرانگشتی می‌توان فهمید امکانات و بودجه‌ای اندک برایش در نظر گرفته‌شده است، اما درعین‌حال بهترین عملکرد درزمینه نگهداری از سرمایه باارزش جنگل هم از این ارگان درخواست می‌شود. از سوی دیگر طبق نُرم جهانی برای  هر هزار هکتار یک نیرو و برای هر 10 هزار هکتار یک پاسگاه نیاز است. با توجه به گستردگی عرصه‌های طبیعی گیلان و طبق استاندارد جهانی به 5 هزار نیروی انسانی در این زمینه نیاز است.

مدیران منابع طبیعی و یگان حفاظت همیشه از کمبود نیرو و بودجه می‌گویند اما هیچ‌وقت تصمیم گیران مجلسی و دولتی به آمار و ارقام نیرو و بودجه در حد نرم‌های جهانی حتی نزدیک هم نشده‌اند. و این سازمان همچنان در برابر قاچاق، آتش‌سوزی چند گام عقب است و جنگل‌کاری و آبخیزداری را هم با سرعت پایینی پیش می‌برد. مانند همان ماجرای پرسروصدای بودجه محیط‌زیست که گفته می‌شود به ازای هر ایرانی، کمتر از پنج هزار تومان است. اما در طرف دیگر ماجرا ده‌ها نهاد فرهنگی قرار دارند که هرسال صفرهای مقابل اعتبارات ملی‌شان افزایش پیدا می‌کند بدون آنکه هرگز در برابر بودجه‌های کلان خود به‌جایی پاسخگو باشند.

انتظار معجزه از نیروهایی که 5 ماه یک‌بار حقوق می‌گیرند

یوسف پور مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان گیلان هم به ‌مانند مدیران قبلی منابع طبیعی از کمبود می‌گوید: هرچند از افزایش نیروهای حفاظتی در سال 97  راضی است اما می‌گوید بازهم نیازمند امکانات و نیرو هستیم.

این کمبودها و تبعات آن از زبان شجاع هم بیان می‌شود؛ «منابع طبیعی همیشه با کمبود مواجه بوده و امکانات کافی برای مقابله نداشته است. شما تصور کنید در شرایط بد اقتصادی نیرویی که 5 ماه‌ به ‌5 ماه حقوق نمی‌گیرد باید واقعاً امام‌زاده باشد تا انتظار داشته باشیم خلافی از او سر نزد»

حرفی که پیش از آن به‌نوعی توسط مدیران منابع طبیعی هم عنوان‌شده. «فقط عشق و تعهد بالای کاری می‌تواند کاری کند تا چشم جنگلبان برای لحظه‌ای بسته نشود لحظه‌ای به‌اندازه رد شدن یک ماشین سنگین.» می‌شود گاهی هم سمج بود و بدقلق. اما هیچ جنگلبانی سرنوشت ناصر پیروی را فراموش نکرده است.

جنگلداری؛ علم یا فقط برداشت

«مهرداد نکویی» عضو هیات علمی گروه جنگل دانشگاه گیلان معتقد است تصمیم گیران این حوزه علم جنگلداری را نمی‌پذیرند. درحالی ‌که آن‌ها باید بپذیرند که جنگلداری یک علم است و برای مدیریت بهینه نمی‌توانند آن را نادیده بگیرند.

او درباره اتهام همیشگی جنگلداری یعنی برداشت درخت، توضیح می‌دهد: از سال 70 تا الآن سیستم برداشت در کشور تک گزینی بود و این غیراقتصادی‌ترین شیوه برداشت است و درعین‌حال محیط‌زیستی‌ترین شیوه برداشت است. و بنابراین کسی که بخواهد سرمایه‌گذاری اقتصادی کند وارد این بخش نمی‌شود. بر اساس دفترچه طرح و ناظر طرح در این شیوه ماکزیمم 3 تا 4 درخت برداشت می‌شود با نگاه به آینده درواقع در طرح‌های جنگلداری چیزی به‌عنوان برداشت سطح نداریم.
عضو هیات علمی گروه جنگل دانشگاه گیلان سعی می‌کند ذهن ما را از جنگل‌های بالادست به سمت پایین‌تر بکشد. از واگذاری‌هایی که عموماً هم نیت خیرخواهانه دارند مثال می‌زند «نگاه کنیم که ساختمان جدید دانشگاه علوم پزشکی گیلان در کجا ساخته‌شده یا  واگذاری برای ایجاد اشتغال مانند مرغداری و ماهی و ..عموماً جنگل را در پایین‌دست به خاطر تجاوز به عرصه از دست دادیم». او با اطمینان می‌گوید: جایی که طرح جنگلداری بوده عرصه را یک سانتی‌متر مربع از دست ندادیم.
منتقدان علم جنگلداری اما می‌گویند این علم در ایران تاکنون به جنگل به‌عنوان مزرعه چوب نگاه کرده و هیچ‌وقت ارزش مالی جنگل برآورد نشده است.
طواف زاده فعال محیط زیستی می‌گوید: بخش خدمات عمومی غیر بازاری جنگل باید ارزش‌گذاری شود تا در هنگام تصمیم‌گیری در سبد توازن قرار بگیرد و این امر یکی از وظایف مدیریت علم جنگلداری است.  در حال حاضر در کفه وزنه یا عدد نداریم به همین خاطر فقط  وجه احساسات حامیان جنگل را می‌بینیم.اما به گفته این فعال محیط زیستی بعد از سیل اخیر تصمیم گرفته شد تا در صندوق ملی این سرمایه ارزش‌گذاری وارد شود.

آیا مجری‌های طرح جنگلداری موفق بودند؟

قبل از طرح تنفس، جنگل سال‌ها با کمک مجری‌های طرح جنگلداری مدیریت می‌شد. هر بخش جنگل به بخش‌هایی تقسیم می‌شود که آن را پارسل می‌نامند و برای هر بخش طرح‌های مدیریت تعریف‌شده است. در گیلان بدون شک معروف‌ترین مجری طرح شرکت شفارود است که در حوزه غرب گیلان در حال کار است.
مسئولان شرکت‌های مانند شفارود معتقدند که مدیریت بخش‌هایی که به ما سپرده‌شده است بسیار بهتر از سایر بخش‌هایی که دارای طرح‌های بلندمدت نبوده است.
شجاع که سابقه حضور  به‌عنوان رئیس هیات‌مدیره و مدیرعامل شرکت چوکا را دارد معتقد است: هر جا طرح جنگلداری بوده به نسبت بخش‌های رهاشده مدیریت بهتری داشته است؛ چون برداشت با نگاه علمی انجام‌شده و در برابر هجوم بی‌رویه حفاظت انجام‌شده است.
نکویی عضو هیات علمی گروه جنگل دانشگاه گیلان ما را به ناو اسالم ارجاع می‌دهد «ناو یکی از بهترین جنگل‌های پهن‌برگ گیلان است. ناو مشکل حضور دام را نداشت و سه دوره بهره‌برداری را طی کرده است و حالا جنگل جوان ناهمسال است و سرحال است. و آن را مقایسه کنید با جاهایی مثل حویق و امام‌زاده ابراهیم و امام‌زاده هاشم که طرح جنگلداری نداشتند. اما حالا وضعیت خوبی ندارد چون کسی نظارت ندارد.
اما همه کارشناسان به‌طور کامل آن را تائید نمی‌کنند و طواف زاده معتقد است فقط مقایسه نقشه‌های هوایی منطقه می‌تواند جواب درستی به ما بدهد.
طواف زاده مدیرعامل موسسه سبزکاران بالان می‌گوید: من در چند جلسه چکش زنی بودم (علامت زنی درختان آماده قطع) و همیشه اعداد به سمت پایین گرد می‌شود تا بتوانند درختان بیشتری قطع کنند.
او هم موافق است که جز خود شرکت‌های مجری کسی اجازه برداشت از منطقه را نداشت، اما در بسیاری از طرح‌ها در پوسته رویی کارهای خوبی انجام‌شده اما در دل طرح اتفاقات بدی در حال رخ دادن است. حتی شاهد پاک‌تراشی بودیم کارشناس منابع طبیعی وقتی اعتراض کرده گفتند بیماری و آفت بوده و مجبور بودیم و دلایلی از این‌ دست.
اما بخش دیگر انتقاداتی که به این شرکت‌ها وارد است میزان فعالیت آن‌ها در بخش احیا است. هیچ‌وقت آماری که تولید نهال بومی‌شان را نشان دهد منتشرنشده و پاسخ نداده‌اند چطور هنوز کاج تولید می‌کنند در استانی که مصرفی برایش نیست.

آسیب حضور دام و گردشگران در جنگل
اما برای بهبود وضعیت جنگل پیش‌ازاین طرح‌های دیگری هم اجراشده است.  اداره منابع طبیعی در دهه 70 طرح خروج دام از جنگل را کلید زد تا جنگل نشینان وابسته به جنگل از آن خارج شوند. طرحی که به گفته بسیاری از کارشناسان شکست خورد.
اهالی دانشگاهی مانند نکویی عضو هیات علمی گروه جنگل دانشگاه گیلان معتقدند مشکل اصلی جنگل‌ها دام است. از طرفی دام‌های جنگل‌های شمال تنها حدود 5 درصد در تأمین پروتئین کشور نقش دارند.
او معتقد است تا دام‌ها از جنگل خارج نشوند مشکل جنگل حل نمی‌شود؛ با چرای دام نهال‌های جوان از بین می‌روند و دامداران برای تأمین خوراکشان درختان را سرزنی می‌کنند.
برخی به‌جای برداشت چوب استفاده گردشگری را تبلیغ می‌کنند اما حتی جنگل از حضور گردشگران هم آسیب‌دیده است. شفقتی رئیس هیات مدیره موسسه محیط‌زیستی و منابع طبیعی شقایق‌های وحشی هیرکانی دراین‌ارتباط می‌گوید: جنگل نمی‌تواند خودش را احیا کند چون از ورود دام و انسان جلوگیری نمی‌شود. در سال‌های اخیر تورهای گردشگری طبیعت‌گردی به‌خصوص در تالش طرفدار زیادی پیداکرده است اما باید از ورود آن‌ها به عرصه در حال احیا جلوگیری کرد. چون نتیجه‌ای جز شکسته شدن نهال‌ها و بر جای گذاشتن بقایای آتش  ندارد.
نکویی عضو هیات علمی گروه جنگل دانشگاه گیلان هم از مشاهداتش از جنگل ناو می‌گوید. از مردمی که به‌راحتی حصار سیمی را کنار زده‌اند و تا عمق 100 متری آتش روشن کرده‌اند و نهال‌های جوان را لگدکوب کرده‌اند .

یک نسخه برای بیماری‌های مختلف
طواف زاده می‌گوید در همه طرح‌های مدیریت مانند طرح صیانت، خروج دام و تنفس متأسفانه یک‌جانبه به موضوع نگاه شده است. او معتقد است در بسیاری از طرح‌ها مردمی که در دل جنگل با آن آمیختگی دارند دیده نشده‌اند. «کسی که 100 سال در جنگل زندگی می‌کند را باید بخشی از خود جنگل ببینیم. مشکل ما این است برای همه یک نسخه کلی می‌پیچیم. او به یک طرح موفق در نزدیک ساری اشاره می‌کند و می‌گوید:در این منطقه به دامداران برای خروج از جنگل اجبار نکردند. ولی به‌جای دام محلی، دام دورگه هولشتاین در اختیارشان گذاشتند. بعد از مدتی چون این دام‌ها سنگین می‌شدند کمتر به جنگل می‌رفتند. شبدر و یونجه کاشتند در لابه‌لای درخت‌ها و بعد بهره‌برداری شد. او به طرح این سؤال می‌پردازد؛چرا تصمیم گیران جوامع محلی را از جنگل و مراتع بالادست بیرون می‌کنند اما مجوز هتل 5 ستاره می‌دهند؟طواف زاده این موضوع را باعث شکل‌گیری تضاد برای جوامع محلی می‌داند.

عقب‌نشینی یا قبول واقعیت
اما مهرماه با درخواست «علی‌محمد شاعری» نماینده بهشهر و نکا از وزیر کشاورزی  سبب شد تا او با خارج کردن درختان خشکیده و غیرقابل احیا در عرصه‌های جنگلی در چارچوب قانون موافقت کند. موافقان طرح تنفس این را عقب‌نشینی وزیر تعبیر کردند و اعتقاد دارند عده‌ای به بهانه جمع‌آوری درختان شکسته و افتاده به جنگل ورود می‌کنند و از این طریق، راه برای قطع درختان سالم نیز باز می‌شود.
حال سازمان برنامه‌وبودجه هم از بررسی وضعیت جنگل‌های گیلان خبر می‌دهد و منابع طبیعی می‌گوید: در حال تکمیل طرح جایگزین هستیم و به‌این‌ترتیب ظاهراً طرح تنفس تا پایان 98 ادامه دارد.
آیا جنگل می‌تواند اجرای برنامه بهتری از طرح صیانت، خروج دام و تنفس  را شاهد باشد؟

منبع:

ytre.ir/jUI

ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه

حال دماوند خوب نیست

منتشر شده

در

توسط

اسماعیل کهرم

در خبرها آمده بود که بخشی از کوه دماوند وقف شده است. خبری که البته واکنش‌های زیادی را هم در شبکه‌های اجتماعی ایجاد کرده و حالا همه از آن صحبت می‌کنند. قطعا پای تکذیب‌هایی هم به میان خواهد آمد و ماجرای وقف به همین‌جا ختم نخواهد شد. اما همین خبر بهانه‌ای شد تا درباره وضعیت دماوند و حال و روز آن حتی قبل از خبر وقفی که از صحت و سقمش خبر نداریم، بگوییم. اینکه وضعیت دماوند تا اینجای کار چطور بوده که حالا با یک وقف احتمالی به کجا خواهد رسید. سراشیبی است که انواع گیاهان در آن سبز می‌شوند. به‌ویژه خاستگاه گیاهان دارویی و صنعتی است. کوه سنگی که در ارتفاع چهار هزار متر به بالاست، جزئی از میراث طبیعی کشور است و به ثبت هم رسیده است. من نمی‌دانم این خبری که این روزها درباره وقف‌شدن این قله منحصربه‌فرد و ملی منتشر شده، چقدر درست است و هدف از آن چیست. اما همین خبر هم بهانه‌ای است برای پرداختن به اینکه حال دماوند پیش از این و حتی قبل از انتشار خبر درست یا غلط وقف‌شدن هم چندان مساعد نبود. دست‌درازی‌ها و بی‌مهری‌هایی که به این قله در این سال‌ها شده موجب شده تا بسیاری از دوستداران طبیعت نگرانی دائمی درباره این قله داشته باشند. مثلا در ايستگاه گوسفندسرا مسجدی ساخته شده که مردم برای عبادت به آنجا می‌روند. نتیجه این تغییر کار بشر در طبیعت دماوند ایجاد گونه‌ای فرسایش به اسم فرسایش ناودانی شده که بر اثر عبور و مرور مردم ایجاد می‌شود و خاک را فرسوده و گیاهان را لگدمال می‌کند. چند سال پیش یک کوهنورد انگلیسی میهمان من بود که با هم به دماوند رفتیم. چنان از دیدن این کوه شگفت‌زده شد که در توصیف آن می‌گفت اگر این قله در انگلستان بود، دولت از بخش مهمی از آن درآمدهای کشور را تأمین می‌کرد. چیزی که می‌تواند تا این حد برای کشور ما محل درآمدزایی و محل رفت‌وآمد کوهنوردها و توریست‌ها باشد نه تنها بدون رسیدگی رها شده که حالا خبرهای نگران‌کننده‌ای از وضعیت آینده آن هم به گوش می‌رسد. یعنی نه تنها ما از ظرفیت‌های کوه دماوند برای درآمدزایی و جذب توریست استفاده نمی‌کنیم که با صعودهای گروهی غیراصولی و هجوم‌های سازمان‌یافته توسط برخی نهادها به این کوه آن را برای علاقه‌مندان داخلی هم بلااستفاده می‌کنیم. در برخی مواقع سال صعودهای چندهزارنفری و برنامه‌هاي وسيع گروهي در دماوند برگزار می‌شود که بعد از آن به دلیل فضولات انسانی باقی‌مانده و بوی بدی که در طبیعت ایجاد می‌كنند، نمی‌توان یک ماه تا یک‌ماه‌و‌نیم به حوالی دماوند نزدیک شد. این اتفاقات که پیش از این برای دماوند رخ داده این سؤال را ایجاد می‌کند که اولا کدام قسمت دماوند موقوفه اعلام شده و ثانیا هدف از موقوفه اعلام‌شدنش چیست؟ آیا قرار است از کوه حفاظت کنیم یا مثلا قرار است مثل ارتفاعات تهران در آن دست ببرند و ساخت‌وساز كنند؟ چون این اتفاق در ارتفاعات هزارو 800 متری تهران رخ داده و اعتراضات ما هم به جایی نرسید. ساختن تأسیسات در ارتفاعات بالای هزارو 800 متر از این جهت اشتباه است که به دلیل درتماس‌بودن گیاهان با ابرها پوشش گیاهی منحصربه‌فردی ایجاد می‌شود. جنگل‌هایی که موجب بهبود حیات بشر در شهرها می‌شوند. چراکه برآورد شده هر هکتار از این جنگل‌های بالای هزارو 800 متر هفت‌و‌نیم تن ریزگرد را مهار می‌کند. از این رو چنین تجربه‌هایی در تهران موجب می‌شود ما نگران تکرار چنین وضعیتی برای دماوند باشیم. نگران این باشیم که در آینده شاهد سبزشدن تأسیساتی در این ارتفاعات باشیم و پوشش گیاهی نابود شود. آنچه در مجموع به نظر بنده می‌آید این است که کوه دماوند در حال حاضر نیاز دارد تا از دستبرد بشر خلاص شود تا نسل‌های آینده ایران هم بتوانند از آن بهره ببرند. الان از شش معدن پوکه در دل دماوند روزی 500 کامیون پوکه به شهرها اعزام می‌شود. اگر این مسئله ادامه پیدا کند که به نظرم 70 هزار روز دیگر با این سطح از استخراج چنان بلایی بر سر دماوند می‌آید که همه حسرت آن را خواهیم خورد. به هر حال ما همین الان هم کمر به نابودی دماوند بسته‌ایم و چون قدر آن را نمی‌دانیم و آن را ارج نمی‌نهیم، در حال ازبین‌بردن آن هستیم.

 

منبع:روزنامه شرق

ادامه مطلب

دیدگاه

روز تغییر رفتار

منتشر شده

در

توسط

آلودگی پلاستیک یک فاجعه جهانی و متاسفانه ساخته شده بشر است. زندگی عاری از پلاستیک، یکی از آروزهای دوستداران محیط‌زیست است و در سال‌های اخیر، افراد زیادی از آن استقبال کرده‌اند.

خرید هوشمندانه می‌تواند در طولانی‌مدت، بسته‌بندی‌های پلاستیکی را کاهش دهد.روزانه کیسه‌های پلاستیکی بسیار نازک، در خرده‌فروشی‌ها مورداستفاده قرار می‌گیرند اما بعد از خرید و استفاده از محصول خریداری‌شده معمولا آنها رها می‌شوند، اما تاکنون فکر کرده‌اید، سرانجام این کیسه‌های پلاستیکی چه می‌شود؟

لباس‌های با الیاف مصنوعی، منبع اصلی آلودگی پلاستیکی هستند که ذرات ریزی به شکل فیبرهای ریز در هنگام شستشو آزاد می‌کنند. این میکرو پلاستیک‌ها به آبراه‌ها، منابع غذایی و آب آشامیدنی راه پیدا می‌کنند. خرید الیاف طبیعی در هرزمانی برای جلوگیری از انواع آلودگی بسیار مهم است. کودکان خود را به استفاده از گزینه‌های جایگزین پلاستیک ترغیب کنید..

کیسه‌های پلاستیکی برای تولید ارزان هستند، اما حذف آنها از محیط زیست بسیار گران قیمت است.

ایران در میان ۱۰ کشور پر مصرف مواد پلاستیکی و نایلونی قرار دارد.طبق آمار، روزانه بیش از سه هزار تن و سالانه حدود یک میلیون تن در کشور پلاستیک مصرف می‌شود.

بیش از ۹۹ درصد از پلاستیک‌ها از مواد شیمیایی حاصل از نفت، گاز طبیعی و زغال‌سنگ تولید می‌شوند که موادی آلوده و غیرقابل بازیافت هستند، اگر این روند ادامه یابد تا سال ۲۰۵۰ صنعت پلاستیک می‌تواند ۲۰ درصد از تمام مصرف نفت جهان را به خود اختصاص دهد.

ته سیگار، به‌عنوان رایج‌ترین نوع ضایعات پلاستیکی است که اخیرا در محیط زیست بسیار یافت می‌شود. بطری‌های نوشیدنی، سر بطری، بسته‌بندی مواد غذایی، کیسه‌های پلاستیکی، نی و موارد دیگری از این نوع هستند.

روز بدون پلاستیک برای افزایش آگاهی درباره خطرات و مضرات مرتبط با زباله های پلاستیکی است که بر زندگی دریایی، حیات حیوانات و طبیعت تاثیر دارد.صخره هایی مملو از زباله های پلاستیکی در اقیانوس ها ایجاد شده است.

بیشتر مواد پلاستیکی به‌طور کامل از بین نمی‌روند، تنها کوچک و کوچک‌تر می‌شوند. بسیاری از این ذرات پلاستیکی ریز را حیوانات یا ماهی‌ها اشتباهی به‌عنوان غذا می‌بلعند و می‌تواند وارد سفره غذایی انسان شود. همچنین در اکثر آب‌های جهان هم این مواد پلاستیکی یافت می‌شود.

بحران بیماری کروناویروس جدید نیز زباله‌های پلاستیکی بیشتری تولید کرده و موجب نگرانی برای دوستداران محیط زیست شده است.

بیایید همه با هم به مدت 31 روز تمرین کنیم تا پلاستیک کمتری استفاده کنیم .شاید 31 روز تمرین و تلاش بتواند یک تغییر رفتار در ما ایجاد کند تا زندگی سالمتری داشته باشیم.

 

ادامه مطلب

دیدگاه

روز جهانی محیط زیست

منتشر شده

در

توسط

مهم‌ترین نکته در مورد محیط زیست این است که تمام اجزای آن به هم متصل هستند.اگر یکی از بخش‌های محیط زیست از بین برود، فعالیت سایر بخش‌ها هم متوقف خواهد شد. به عنوان مثال اگر درختان و گیاهان در محیط زیست نباشند، دیگر اکسیژنی تولید نمی‌شود و حیات زمین به راحتی پایان می‌یابد. هیچ بخشی از محیط زیست قابل حذف شدن نیست و تمام موجودات و ذرات در طبیعت برای هدفی خاص آفریده شده‌اند. محیط زیست از زمان پیدایش زمین وجود داشته و سال‌ها از نسلی به نسل دیگر منتقل شده‌است. ما هم وظیفه داریم تا از محیط زیست جهانی به خوبی مراقبت کنیم و آن را برای سال‌ها و نسل‌های آینده به ارث بگذاریم.
روز 5 ژوئن 1972 سازمان ملل برای اولین بار کنفرانسی را با موضوع انسان و محیط زیست در شهر استکهلم سوئد برگزار کرد. همزمان با این کنفرانس، مجمع عمومی سازمان ملل هم قطعنامه‌ای را تصویب کرد که منجر به تشکیل برنامه محیط زیست سازمان ملل (UNEP) شد.در این نشست که به کنوانسیون استکهلم معروف است، حق برخورداری از محیط زیست هم‌رده با حقوق بشر قرار گرفت. همچنین حق بهره‌مندی از محیط زیست سالم، به‌عنوان یکی از حقوق اصلی تمام مردم جهان شاخته شد.
مراسم روز محیط زیست سال 2019 به میزبانی چین و با موضوع آلودگی هوا برگزار شد. روز جهانی محیط زیست 2020 به میزبانی کشور کلمبیا و با مشارکت آلمان برگزار می‌شود. شعار امسال “تنوع زیستی؛ فراخوان اقدام به مقابله با انقراض فزاینده گونه‌ها و تخریب طبیعت” است. یک میلیون گونه گیاهی و جانوری به دلیل فعالیت‌های انسانی در معرض خطر انقراض قرار دارند. انقراض هر گونه می‌تواند صدمه‌ای جدی و جبران ناپذیر به محیط زیست وارد کند. در مراسم روز محیط زیست امسال قرار است در خصوص چگونگی تحول سیستم‌های اقتصادی و تاثیری که بر محیط زیست دارند بحث شود. کلمبیا یکی از بهترین تنوع گونه‌ای را در بین کشورهای جهان دارد. این کشور 3500 نوع ارکیده و 19 درصد از گونه‌های پرنده را در خود جای داده‌است. به همین دلیل دولت کلمبیا حفاظت از تنوع زیستی را اولویت ملی خود اعلام کرده‌است.
روز جهانی محیط زیست و ویروس کرونا:
روز جهانی محیط زیست 2020 با توجه به شیوع ویروس کرونا متفاوت‌تر از سال‌های گذشته خواهد بود. همه‌گیری کووید-19 به همه ما یادآوری می‌کند که سلامت انسان به سلامتی سیاره گره خورده‌است. همه ما می‌دانیم که ویروس کرونا منشا حیوانی دارد، پس لازم است هرچه سریع‌تر رفتارمان را در خصوص زیست بوم‌های وحشی تغییر دهیم تا در آینده دوباره شاهد شیوع چنین بیماری‌هایی در دنیا نباشیم.

برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد هشدار داد که همه‌گیری ویروس کرونا نبایست به عنوان یک «پوشش نقره‌ای» برای تغییرات و آب و هوایی تلقی شود؛ به عبارت دیگر سازمان ملل تاکید دارد که نباید آنطور که تصور می‌شود نسبت به تاثیر مثبت محدودیت‌های ناشی از همه‌گیری ویروس بر جو زمین خوشبین‌ بود.
اینگر اندرسن، مدیر اجرایی برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد روز جمعه در گفتگو با یورونیوز تصریح کرد که برای مبارزه با وضعیت اضطراری موجود ناشی از تغییرات شدید آب و هوایی باید اقدامات بیشتری انجام داد و قرنطینه قطعا راه حل این کار نیست.
به گفته این مسئول سازمان ملل متحد نبایست برای محصور کردن انسان‌ها،‌ بستن مدارس و فروپاشی اقتصاد‌ها جشن گرفت.
خانم اندرسن می‌گوید: “اگر هدف رسیدن به توسعه پایدار است این روش به واقع راه حل مناسبی نیست.”
وی در بخشی دیگر از گفتگوی خود با یورونیوز تاکید می‌کند: “راه حل به وضوح روشن است باید به سمت سبز شدن تغییر کنیم و سیاست‌های زیست محیطی پاک‌ و سبز‌تر از جمله استفاده از انرژی سبز را در دستور کار قرار دهیم.”
مدیر اجرایی برنامه محیط زیست سازمان ملل در ادامه تصریح می‌کند: «با برنامه‌های تشویقی و بسته‌های محرکی که دولت‌ها در حال حاضر ارائه می‌کنند، فرصتی شگفت انگیز پیش رو است تا به جایی که قبلا بودیم باز نگردیم. باید از کمک‌ها و صندوق‌های مالی حمایتی در جهت تشویق مشاغل و فرصت‌های شغلی سبز، بازسازی و مقاوم‌سازی ساختمان‌ها،‌ گسترش پیست‌های دوچرخه در شهرها،‌ روی آوردن به انر‌ژی‌های تجدید پذیر و همانطور که پاکستان انجام داده، کاشت گسترده درخت استفاده کنیم.
روز جهانی محیط زیست زمانی برای تفکر در مورد شرایط زیست محیطی زمین و ارائه راهکارهایی برای بهبود وضعیت آن است.
گاهی وقت ها با انجام ندادن یکسری فعالیت ها می توانیم به محیط زیست کمک کنیم.به خاطر اینکه مدت زمان زیادی است که به دنبال راهکارهایی هستیم تا انجام دهیم وحال محیط زیست را خوش کنیم.ولی باز دریاها را بیشتر آلوده کرده ایم.هوا هم بیشتر آلوده شده است.در واقع زمین و زمان آلوده تر شده است.به دنبال آن حال خودمان را خراب کردیم و در پی این هستیم که هر چه زودتر زمین را از ساکنانش خالی کنیم تا زمین اجازه نفس کشیدن دوباره پیدا کند.
حال زمین و زمان و خود ما خیلی وخیم است!اگر به سوی سبز بودن و زندگی سبز پیش نرویم ، به زودی زمین خالی از انسان ها می شود!!!

ادامه مطلب

اخبار جمعیت

تمامی حقوق مادی و معنوی سایت نزد پیک زمین محفوظ است | شخصی سازی شده توسط گروه پیام ایران