با ما همراه باشید

اخبار جمعیت

بیست و سومین نشست سالانه ی ملی شعبات جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست در گیلان برگزار شد.

منتشر شده

در

در روزهای ۲۶ و ۲۷ آبان ماه، بیست و سومین نشست جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست با حضور تعدادی از نمایندگان این تشکل از استان های مختلف از جمله تهران، اصفهان، کرمانشاه، شیراز، شهر کرد، تنکابن و قائم شهر، در شهر رشت برگزار شد. میزبان این نشست، جمعیت زنان شعبه گیلان بود.

به گزارش پیک زمین دومین بار بود که نشست سالانه جمعیت زنان در استان گیلان برگزار می گردید و ما میزبان دوستان خود از جای جای ایران در رشت بودیم.

نشست روز ۴ شنبه ۲۶ آبان، در سالن اجتماعات اداره کل محیط زیست و در ساعت ۱۰ صبح آغاز شد. پس از سرود ملی و تلاوت آیاتی چند از قرآن مجید توسط خانم زیکساری از اعضا و مجری برنامه با حضور نمایندگان استانی و اعضای شعبه گیلان، نمایندگان سازمان های مردم نهاد محیط زیستی و کارشناسان اداره کل محیط زیست و منابع طبیعی آغاز شد.

در ابتدا خانم قربان نژاد، مدیر عامل جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست پس از خیر مقدم و تجلیل از شخصیت اجتماعی خانم ملاح، از تلاش های ایشان در تاسیس جمعیت زنان و پی گیری هایی که برای مانایی این جمعیت در کل ایران برای حفظ محیط زیست داشته اند تشکر نمود. ایشان مراتب شادمانی خود و تشکل گیلان را از برگزاری دوباره نشست در گیلان ابراز داشت. وی هم چنین از اداره کل منابع طبیعی استان و مدیریت آن جناب آقای مهندس زارع، اداره کل محیط زیست و جناب آقای مهندس محمد پور و خانم پیشگر رییس کمیسیون بهداشت شورای شهر که جمعیت زنان را در برگزاری این برنامه یاری کرده بودند، تشکر کرد.

سخنران بعدی، خانم شمشادی دبیر همایش و عضو هیئت مدیره جمعیت زنان گزارشی از عمل کرد جمعیت در سال گذشته را ارایه داد.

آقای مهندس سربازی کارشناس اداره کل محیط زیست و کارشناس اداره کل منابع طبیعی به عنوان نمایندگان سازمان های متولی عرصه های محیط زیست و منابع طبیعی ضمن خوشامدگویی بر اهمیت نقش سازمان های مردم نهاد محیط زیستی در آگاه سازی و حساس نمودن مردم در زمینه های مختلف و به ویژه حفاظت از محیط زیست و منابع طبیعی سخن گفتند.

سخنران بعدی خانم دکتر گلین مقدم، رییس دانشگاه فرهنگیان بنت الهدی صدر بود. ایشان دارای دکترای جغرافیا و برنامه ریزی روستایی و از بنیان گزاران کمپین مخالفت با انتقال آب دریای خزر به کویر می باشند. او در گفتار خویش از موقعیت ویژه دریای خزر، اهمیت آن در جغرافیای طبیعی، اجتماعی و انسانی منطقه صحبت کرد. تاکید ایشان با توجه به بسته بودن این دریاچه و عدم دسترسی آن به آب های آزاد، سد سازی های متعددی است که بر روی رودخانه های منتهی به این دریاچه سبب کاهش آب ورودی بدان نیز شده است. سوال دیگر آن که با توجه به حجم آب این دریاچه و پس رفت آب آن در سال های اخیر و برداشت آب از رودخانه های تغذیه کننده حوضه آبخیز خزر آیا انتقال آب بین حوضه ای آن هم در سطح سالانه ۲۰۰ میلیون متر مکعب راهی منطقی است؟ آیا سرنوشت دریاچه ارومیه و خشک شدن آن و بحران غبارهای نمک، درسی تلخ برای آموختن نبوده است؟

موضوع جدی بودن بحران آب در ایران، ویژگی های منطقه حاشیه خزر و تغییراتی که در اثر دست اندازی به این اقلیم ویژه می تواند ایران و کل منطقه را تحت تاثیر قرار دهد؛ باید برای همه مردم و نمایندگان دولت و مسئولان روشن شود و در مورد آن بحث های کارشناسانه انجام شود. فراموش نکنیم که منطقه مرکزی ایران و کویر را نمی توان با آب تنها “یک دریاچه خزر” سیراب کرده و آن را آبادان و سبز نمود!

نگاهی به سوئ مدیریت در حوضه های آبخیز کشور که پیامدهای ناگوار و غیر قابل بازگشتی چون خشک شدن تالاب ها، رودخانه ها و خشک شدن کشتزارهای حاصل خیز، خالی از سکنه شدن روستاها و بسیاری از مسایل و بحران های محلی و منطقه ای را سبب شده است: کافی است تا ما را به بازنگری در تصمیمات غیر کارشناسانه وادارد. امروز میدان واقعی جنگ در “حوزه آب” است. تشدید اختلافات آبی در مناطق مختلف و میان اقوام می تواند عواقب بسیار خطرناکی برای امنیت ملی کشور به همراه داشته باشد.

سخنران بعدی خانم مهندس ظفرنژاد، کارشناس و پژوهشگر آب و توسعه پایدار بود. ایشان گفتار خود را با تاکید بر توجه پیشینیان ما به مسئله آب و اهمیت آن در کشور خشک ایران آغاز کرد. این که ایرانیان از دیرباز به مدیریت بهینه آب فکر کرده و برای حل آن در مناطق مختلف به راه حل های ویژه و منحصر به فردی رسیده بودند. استفاده از آب بندان ها و قنات ها پیامد همین تفکر بوده است. اما متاسفانه در ابتدای دهه ۴۰ شمسی و الگوگیری های نادرست از نمونه های غربی و به ویژه آمریکایی در آن سال ها در احداث سد (سد هوفر در آمریکا…) با عنوان تهیه برق و تامین آب برای روستاها و شهرها، در سرزمین خشک ایران، سدهایی که گاه دیگر نه در پشت شان آبی جمع می شود و نه بالطبع برقی تولید می کنند، ساخته شدند (ازفاجعه سدهایی چون گتوند … دیگر سخنی نمی گوییم.

اما تمرکز موضوع گفتار ایشان موضوع احداث سد شفارود بود.

ایشان در گفتار خویش توضیح داد که بر اساس مستندات موجود احداث این سد موجب نابودی گونه‌های کمیاب جنگلی هیرکان، بازمانده از عصر یخبندان که در این نقطه شناسایی شده‌اند، خواهد شد. علاوه بر آن با توجه به وسعت دریاچه و حریم آن که، ٣۴٨۶ هکتار دربرگیرنده ٣٣۶۴ هکتار جنگل هیرکان، ۶۵ هکتار مسکونی، ١٢هکتار باغ، ١,۵ هکتار شالیکاری و ٣٠ هکتار رودخانه و حریم آن است که همه به زیر آب خواهند رفت. به عبارت دیگر تخریبی که در یکی از بهترین نقاط جنگل هیرکانی با قطع درختان و گونه های کمیاب، تخریب عرصه، جابجایی سکنه، احداث جاده و تاسیسات و… شاهد خواهیم بود در مقابل دستاوردهای اعلام شده برای احداث سد بسیار بزرگتر و غیر قابل جبران می باشند. دلایلی هم چون تامین آب شرب و کشاورزی برای احداث این سد به هیچ وجه موجه نمی باشد. زیرا اراضی کشاورزی منطقه که بالغ بر ۱۲۰۰۰هکتار می باشند در حال حاضر با کمبود آب روبه رو نبوده و آب شرب نیز با روش های بسیار کم هزینه تری قابل تامین می باشد.

وی گفت که سد شفارود مطالعات نیازسنجی مستند و مدون ندارد. نخستین مرحله تحقیق نیازسنجی است و برای هر طرحی ضرورت دارد. مدیریت آب کشور دهه‌هاست که بدون انجام یک بررسی مستدل و استوار مستند سازی شده از نیازها، مدیریت را به مدیریت سازه‌ای و سخت افزاری یعنی سدسازی و انتقال گره ‌زده است.

هم چنین سد شفارود مطالعات گزینه‌ یابی ندارد. این مرحله از بررسی‌ها نیز برای هر طرح ضرورت است و متاسفانه در سامانه بررسی‌های شرکت مدیریت منابع آب ایران به گزارشی مستدل و استوار از بررسی همه گزینه‌های مطرح و قابل دسترس و از آن مهمتر مقایسه اقتصادی و اجتماعی و زیست‌ محیطی همه گزینه‌های ممکن برنمی‌خوریم. همه‌چیز با مطالعه یک سد آغاز می‌شود که در بهترین حالت این سد در چند ارتفاع متفاوت به‌ مثابه گزینه متفاوت! مقایسه می‌شود. درحالی‌ که گزینه‌ یابی به این معنی است که چه روش‌های دیگری برای تأمین یک نیاز وجود دارد. مثلا آیا یک آب‌ بندان محلی یا یک قنات یا… برای تأمین آب کشاورزی کارآمدتر و اقتصادی ‌تر و کم‌ پیامدتر نیست؟ آیا احداث چاه در منطقه ایمن بالادست گزینه مناسب ‌تر و کارآمدتر و اقتصادی ‌تری برای تأمین شرب نیست؟ آیا ساخت یک نیروگاه کوچک بادی، خورشیدی، هسته‌ای یا حتی گازی، گزینه کارآمدتر و اقتصادی‌تر و کم پیامدتری نیست؟

و در پایان خانم مهندس ظفر نژاد اعلام کرد که بیاییم مدیریت آب کشور را از سدسازی و مدیریت سازه‌ای جدا کنیم، باشد که مدیریت آب کشور را به منابع‌ طبیعی و مدیریت نرم‌افزاری گره بزنیم و با مشارکت حقابه‌ بران و جوامع بومی مولد و خبرگان آب، حوضه‌های آبخیز کشور را بار دیگر به سلامت گذشته بازگردانیم.

ساخت سد شفارود را متوقف کنیم، باشد که دیگر سدهای حوضه تالش تالاب انزلی که اثری محتوم بر نابودی تالاب بین‌المللی انزلی دارند نیز متوقف شوند.

پس از سخنان ایشان نمایندگان استان های مختلف گزارشی از عمل کردهای جمعیت زنان را در سال گذشته ارایه دادند:

خانم دکتر دادخواه از اصفهان

خانم مازادی از تنکابن

خانم شراره شهبازی از کرمانشاه

خانم کاشفی عضو هیئت مدیره جمعیتت زنان تهران

در پایان خانم پارسی عضو هیئتت مدیره جمعیت زنان ضمن سپاس از همه دوستان و همراهان و تجلیل از خانم مه لقا ملاح، مادر محیط زیست ایران که بنیان گزار جمعیت زنان بوده و هم چنان در ۹۹ سالگی پویا و خستگی ناپذیر در این عرصه مشغول تلاش می باشد، از اهمیت حضور نهادهای مدنی و فعالیت های آگاه سازی آنان گفت. این که در این سال ها، نهادهای مدنی آموخته اند که چگونه اعتراضات مدنی و قانونمند خود را اعلام کرده و با مسئولان و کارشناسان برای راه حل ها به گفت و گو بنشینند. ایشان بر اهمیت استفاده از دانش بومی و محلی سازی الگوهای زیستی و تکیه بر نیروهای کارآمد برای حفظ سرمایه های ملی تاکید نمود.

در پایان خانم زیکساری مجری برنامه پس از تشکر از همه شرکت کنندگان پایان برنامه را اعلام نمود.

نشست عصر در ساعت ۴ بعدازظهر در دفتر جمعیت با حضور همه عزیزان انجام شد. در این برنامه آقای مهندس باقری از کارشناسان اداره کل محیط زیست و مهندس زرشکی از فرمانداری جهت گفت و گو درباره معضلات محیط زیستی استان با اعضای حاضر به گفت و گو نشستند.

در این قسمتت برنامه، آقای باقری از تلاش های سازمان های مدنی و همکاری شان برای رفع و حل معضلات محیط زیستی منطقه تشکر و نمونه هایی از این همکاری ها را بیان کرد. ایشان بر اهمیت نقش این NGO ها در آگاه و اعتماد سازی و مشارکت مردم تاکید نمود. در همین بخش در مورد مسایلی هم چون ساخت سد در استان گیلان و مخالفت هایی که از طرف کارشناسان و نهادهای مردمی انجام شده است، بحث و گفت و گو شد.

در مورد پسماند و مدیریت آن و مشکلات سراوان نیز آقای مهندس زرشکی توضیحاتی ارایه داد و اعلام کرد که فرمانداری آماده شنیدن دیدگاه ها و نظرات سازمان های مدنی در این باره می باشد.

پس از آن نمایندگان جمعیت زنان از شیراز خانم انجوی و از شهرکرد آقای کیانی نیز گزارشی از فعالیت های انجام شده در منطقه و مشکلات محیط زیستی آن را نیز بیان کردند.

سپس متن قطع نامه ی پایانی نشست را که توسط خانم ظفرنژاد تهیه شده بود، خوانده شد. پس از گفت و گو و تبادل نظر، قرار شد متن نهایی تکمیل و جهت درج در نشریات و ارایه به خبرگزاری ها ارسال شود.

ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار جمعیت

لایو اینستاگرامی : کودک و طبیعت

منتشر شده

در

توسط

انسان از جنگل بیرون آمد، اما جنگل هرگز از انسان بیرون نیامد !
طبیعت، مسیری برای یافتن پرسش‌هاست، نه پاسخ به آن‌ها !
و کودکی فصل پرسش‌هاست، نه پاسخ‌ها !
از اینجاست که ارتباط کودک با طبیعت واجد اهمیت می‌شود.
پیمان‌نامه‌ی حقوق کودکان ۴ اصل دارد و طبق آن هر فرد زیر ۱۸ سال کودک محسوب می‌شود.
اصل اول: هیچ کودکی نباید از تبعیض رنج ببرد.
اصل دوم: هر زمان برای کودکان تصمیم‌گیری می‌شود، باید منافع عالیه‌ی آن‌ها مد نظر باشد.
اصل سوم: کودکان حق حیات داشته و باید رشد کنند.
اصل چهارم: کودکان حق دارند آزادانه عقاید و نظرات خود را ابراز کنند و این نظرات در تمامی اموری که به آن‌ها مربوط می‌شود، باید مورد توجه قرار گیرد.
در مواجهه‌ی طبیعت، توانمندی‌های کودک و مرز ناتوانی‌های او مشخص شده و تغییر می‌کنند. نباید تجربه‌ی کودک از طبیعت را از منظر یک بزرگسال نگریست، در تجربه‌ای کودکانه تمام اعضا و جوارح و روح و روان کودک با طبیعت درگیر می‌شود. کودک به نیازمندی‌های خود برای پریدن و جهیدن و لمس کردن و … پی می‌برد و مرز توانایی‌هایش را تغییر می‌دهد. از طریق ارتباط و شناخت گیاهان و جانوران، پلی برای شناخت و ارتباط با انسان‌ها می‌سازد، علی‌الخصوص اگر مواجهه با طبیعت با جمع همسالانش صورت پذیرد. کودک مهارت‌هایی چون استدلال، طبقه‌بندی و حل مسئله را می‌آموزد که پیشنیازهای امر آموزش هستند.
شهرنشینی و سبک زندگی‌های امروزی میان کودکان و طبیعت فاصله ایجاد کرده و این مسئله‌ای جدید برای ماست که باید آن را به گونه‌ای حل کنیم. اختلال کمبود یا فقر طبیعت را از روی آثار و عواقبش می‌توان شناخت، قیاس توانمندی‌های انسان‌های امروزی با نسل‌های گذشته یکی از این آثار است. ضعف تصمیم‌گیری، عدم توان کارآفرینی، ناتوانی در پیدا کردن و پرداختن به علاقه‌مندی‌ها از جمله دیگر این آثار است.
تجربه‌ی طبیعت بدون حضور بزرگسالان واجد اهمیت ویژه‌ای‌ست، زیرا تنها در این صورت است که تفاوت کودکان در مشاهده و مواجهه طبیعت محترم شمرده می‌شود و به آن‌ها مجال تخیل بیشتر داده می‌شود. مواجهه با طبیعت تنها با رفتن به اعماق جنگل‌ها اتفاق نمی‌افتد، دیدن یک ابر از پشت پنجره یا مشاهده‌ی مورچه‌ها و ارتباط آن‌ها با یکدیگر نیز تجربه‌ای از طبیعت است.
در پایان باید توجه داشت که کودک در ارتباطش با طبیعت به مبادله‌ی عواطف و احساسات می‌پردازد و در نتیجه هنگام بزرگسالی نسبت به حفظ آنچه احساسات و عواطف او را برانگیخته، احساس مسئولیت بیشتری می‌کند.
ما را در شبکه های مجازی جمعیت زنان و جوانان حافظ محیط زیست و جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست گیلان دنبال کنید؛

ادامه مطلب

اخبار جمعیت

لایو اینستاگرامی: خاک سالم، غذای سالم، جامعه سالم

منتشر شده

در

توسط

برای تولید یک سانتی‌متر مربع خاک، هفتصد سال زمان لازم است.
شاید اگر بزرگان شعر و ادب ما از این واقعیت آگاه بودند، از باب خشوع و خضوع، خود را به خاک پای دوست و نگار و دلبر ومحبوب و … تشبیه نمی‌کردند !
که خاک، علیرغم اینکه زیر پاست، جایش بالای سر است !
.
به طور کل، قسمت‌های سطحی پوسته‌ی زمین را خاک می‌گویند. خاک هر منطقه افق‌ها یا لایه‌های گوناگونی دارد. به هر چند افق از خاک، یک پروفیل گفته می‌شود. پروفیل آن چیزی‌ست که برای بررسی مرغوبیت یا همان حاصلخیزی خاک مورد بررسی قرار می‌گیرد.
بافت خاک شامل ریزی و درشتی اجزای آن و درصد شن و رس و سیلت تشکیل دهنده‌ی آن است که اصطلاحا به آن مثلث بافت خاک می‌گویند.بر اساس این مثلث میزان حاصلخیزی خاک برای کشت گیاهان مختلف تعیین می‌شود اما به طور کلی می‌توان گفت که خاک‌هایی با درصد سیلت بالاتر، حاصلخیزتر هستند.
خاک حاصلخیز خاکی‌ست که بدون نیاز به مواد معدنی و کودهای شیمیایی، رشد گیاه کشت شده را تامین کند.
فرسایش خاک خطری‌ست جدی که ما را تهدید می‌کند. انتقال، حرکت و جدا شدن ذرات خاک و حمل آن‌ها از نقطه‌ی اولیه‌ی خود فرسایش خاک نام دارد. آب و باد و عدم وجود پوشش گیاهی عوامل اصلی فرسایش خاک هستند.ضربات ناشی از قطرات باران، انجماد و ذوب پیاپی، چرای بیش از حد دام، وزش بادهای شدید از جمله‌ی این عواملند.
وضعیت فرسایش خا‌ک در استان‌ گیلان:
بزرگترین عامل فرسایش خاک در استان ما، چرای بی رویه‌ی دام است، که تا حدود شش برابر ظرفیت مراتع استان برآورد می‌شود.فرسایش خاک در گیلان سالانه ده تن در هکتار است که پنج برابر متوسط جهانی‌ست.
بارندگی‌های شدید دومین علت فرسایش خاک گیلان است. ماسوله، حیران، پل‌رود رودسر و علی‌آباد رودبار بیشترین میزان فرسایش خاک را شاهد هستند.
برای اصلاح و بهبود خواص فیزیکی خاک باید از شخم عمیق زمین پرهیز و پوشش گیاهی مناطق مختلف را حفظ کرد. از کاه و کلوش به عنوان پوشش خاک استفاده نمود، در زمین‌های زراعی از آبیاری پرفشار استفاده نکرد و گیاهان را به صورت عمود بر شیب زمین کشت نمود.
دلایل اصلی آلودگی خاک چیست؟
سرب و جیوه‌ی ناشی از صنایع فولاد، ذوب آهن، پالایش نفت و همچنین مواد شیمیایی کودهای کشاورزی و آفت‌کش‌ها و درنهایت ریختن زباله و نفوذ شیرابه‌های آن به داخل خاک.
آلودگی خاک منجر به مرگ موجودات خاکزی (قارچ‌ها، کرم‌ها، موریانه‌ها و …) که خود در حفظ کیفیت خاک نقش اساسی داند می‌شود و همچنین علوفه‌ها را آلوده می‌کند، که خود سبب آلودگی دام‌ها و درنتیجه آلودگی گوشت و مواد لبنی می‌شود و در نهایت دامن انسان را می‌گیرد.
نقش عمده‌ی موجودات خاکزی تجزیه‌ی خاک است، تجزیه‌ی خاک سبب تولید نیتروژن، آمونیوم و مواد پروتئینی می‌شود و در نهایت کلسیم و پتاسیم که عوامل اصلی حاصلخیزی خاک هستند، نتیجه فعالیت این موجودات عزیزند.
مهم‌ترین عامل آلودگی خاک استان گیلان، زباله‌ها و شیرابه‌های آن است.

برای دیدن این لایو کلیک کنید

ما را در شبکه های مجازی جمعیت زنان و جوانان حافظ محیط زیست و جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست گیلان دنبال کنید؛

صفحه اینستاگرام

کانال واتساپی

کانال تلگرام 

ادامه مطلب

اخبار جمعیت

کارگاه مسئوليت اجتماعي و تاثير متقابل فرد و نهاد اجتماعي بر يكديگر

منتشر شده

در

توسط

اين كارگاه در تاريخ ٥ شنبه ١٠ تيرماه ١٤٠٠ در باغ دارواچوك با تسهيل گري خانم ها پارسي و ترحمي انجام شد.
در اين كارگاه علاوه بر دوستان كميته انتشارات خانم ها: غلامي صفت، چمني، ذاكر ، شمسی پور و آقایان اشكان فر (همراه با مادر خويش خانم پروين سلطاني…) و فراستي؛ از كميته فرهنگي نيز خانم ها: قربان نژاد، اكبرزاده،حياتي و عرب نيز حضور داشتند.

کارگاه در ساعت ١٧ با معرفي دوستان آغاز شد. سپس پرسش هاي زير مورد گفت و گو قرار گرفت:

– آیا با اهداف و ماموريت جمعيت زنان آشنا هستيد؟ به نظرتان سازمان در راستاي اهداف اش در حركت است؟
– نقاط قوت فردي شما چيست؟ آيا فعاليت در جمعيت زنان تاثيري بر اين نقاط قوت و كاهش نقاط ضعف داشته است؟چگونه؟
– شما چه قدم هایی در راستای بهبود و ارتقا فعالیت های جمعیت برمی دارید؟
آیا برای گسترش فعالیت های جمعیت نیازمند یادگیری مهارت های جدیدی شده اید؟
– در طول مدت فعاليت در جمعيت، آيا نگرش شما نسبت به کار تیمی و فعاليت اجتماعي تغيير كرده است؟ چه پيشنهاداتي براي تحكيم اين ارتباطات و فرايند مسير داريد ؟

در پایان جلسه از دوستان خواسته شد تا دل نوشته ای درباره موضوع زیر بنویسند:
“در ماه های اخیر و پس از پایان این جلسه، چه حس تازه ای نسبت به فعالیت اجتماعی پیدا کردید؟”
کارگاه در ساعت ۱۹ به پایان رسید.

ما را در شبکه های مجازی جمعیت زنان و جوانان حافظ محیط زیست و جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست گیلان دنبال کنید؛
کانال واتساپی
کانال تلگرام

صفحه اینستاگرام

ادامه مطلب

اخبار جمعیت