با ما همراه باشید

اخبار جمعیت

آرامش مادر ، آرامش خانه

منتشر شده

در

موضوع آموزشی 18 خرداد 1400
در ابتدای هر بحثی بهتر است با مفاهیم و معانی مفاهیم آن آشنا شویم .
آرامش به چه معناست ؟
آرامش به معنای آرمیدن ، صلح و آشتی ، سکون است ، متضاد بلوا و آشوب است. منشاء آرامش در درون ماست. بعضی آرامش را مترادف آسایش در نظر میگیرند . حال ببینیم معنای آسایش چیست؟
آسایش یعنی آسودگی ، راحتی در امکانات زندگی ، یعنی سقفی بالای سر داریم و درامدی برای گذران زندگی ، منشاءآسایش بیرونی است.
با توجه به این دو تعریف متوجه میشویم که آرامش منشاء درون ذهنی و آسایش منشاء برون ذهنی دارد.
داشتن آسایش به معنای داشتن آرامش نیست و نباید آرامش را فدای آسایش کرد. برای رسیدن به آسایش بیشتر ، به دنبال کار بیشتر و درامد بیشتر میرویم و در مقابل آرامش را از دست میدهیم .
آرامش خوشبختی است ، آرامش فکری ، تنها چیزیست که به راحتی بدست میاید ، فقط کافی است بخواهیم و به آن عمل کنیم . به آرامش رسیدن مهارت است و هر مهارتی در نتیجه تمرین و تکرار بدست می آید . مانند مهارت رانندگی ، در ابتدای امر وقتی به فراگیری رانندگی می پردازیم ، انرژی روانی زیادی را صرف حضور در لحظه و آگاهی از آنچه باید انجام دهیم میکنیم ، پس از تکرار و تمرین زیاد و تبدیل شدن به مهارت ، دیگر هنگام رانندگی صد در صد انرژی روانی صرف آن نمیشود و بخش زیادی از انرژی روانی ما برای فکر کردن آزاد است . حال به این موضوع میپردازیم که برای رسیدن به آرامش چکار باید کرد .
راز رسیدن به آرامش درون :
ایجاد تغییر در باورها و ارزشها و افکار خود ، مدیریت بر احساسها و افکار خود ، متمرکز کردن انرژی روانی خود بر خودمان ، رهایی از زندان ذهن ، حضور در لحظه ، پذیرش واقعیت موجود همانطور که هست ، یاد گرفتن این مهارت که برای هر فکری یه پوشه جدا در ذهن ایجاد کنیم و در هر لحظه از باز بودن پوشه های مختلف جلوگیری کنیم .
باورهای ما در طی سالیان زیادی از کودکی تا به حال درون ما شکل گرفته و محکم شده و در نتیجه تغییر آن به راحتی و با سرعت بالا انجام پذیر نیست . کاری سخت و دشوار ولی شدنی است . ارزشها واقعیات مرجح ما در زندگی هستند . یعنی آنچه که برای من مهم است و به نسبت سایر مسایل ارجحیت دارد ، این ارزشها از طرف خانواده و اجتماع و فرهنگ ما ، به ما منتقل شده و تغییر در ارزشها با توجه به زیربنای فرهنگی آن کاری بس مشکل خواهد بود ولی خبر خوب اینست که با خواست درونی و تمرین و تکرار ، شدنی است . از مدیریت بر افکار و احساسات صحبت شد . چرا گفتیم مدیریت و نه کنترل ؟ تفاوت مدیریت و کنترل چیست ؟
مدیریت یعنی هماهنگ کردن ، بکارگیری منابع مادی و روانی ، زیر نظام ارزشهای پذیرفته شده و با برنامه ریزی و سازماندهی و هدایت و کنترل و نظارت .
کنترل به معنای جسنجو ، بازرسی ، وارسی ، مهار ، و نظارت دایمی بر یک فعالیت تا همه چیز طبق برنامه ریزی پیش رود .
با توجه به معانی فوق کنترل بار معنایی منفی و مدیریت بار معنایی مثبت دارد . کنترل زیر مجموعه مدیریت است . در مدیریت شما برنامه ریزی دارید و روی آن کنترل انجام میشود . وقتی در آرامش صحبت از مدیریت افکار میشود یعنی با برنامه ریزی درست بر احساس و افکار خود نظارت و کنترل داریم . بدون استفاده از راه و روش درست و فقط کنترل داشتن روی افکار باعث سلب آرامش از ما شده و بسان زیرآب نگهداشتن توپی است که با فشار دست انجام میدهیم . پس از مدتی دست خسته شده و توپ رها میگردد .
یکی دیگر از راههای رسیدن به آرامش متمرکز کردن انرژی روانی خودمان بر افکار و احساسات و توجه و نگریستن به آنهاست . رهایی از زندان ذهن مهارتی دیگر برای دستیابی به آرامش است . پذیرش واقعیتهای موجود نیز مهارتی دیگر برای آرامش ذهن میباشد که با تمرین و تکرار بدست می آید .
رسیدن به این مهارتها با استفاده از نقشه راه ممکن میباشد و این نقشه در جلسات آتی معرفی خواهد شد .
عوامل بر هم زننده آرامش :
آلودگی هوا و محیط ، زندگی ماشینی و مدرن ، نداشتن هدف در زندگی ، با خود بیگانه شدن و فراموش کردن خود ، نشناختن تواناییهای خود ، تعارض بین باورها و ارزشها و تواناییها با واقعیات موجود از جمله عواملی است که موجب از بین رفتن آرامش می شود . بعنوان مثال: من میخواهم نقش یک همسر و مادر خوب را ایفا کنم ، ولی چون شاغل هستم نمیتوانم . باور من اینست که مادر خوب ، تمام صد در صد وجود خود را در خانه و خانواده می گذارد ، ولی چون شاغل هستم پنجاه درصد وجودم را به اینکار اختصاص میدهم ، این تعارض بین باور و واقعیت موجود ، باعث بر هم خوردن آرامش من میشود . آلودگی هوا و محیط باعث پایین آمدن خلق ما میشود . زندگی ماشینی و یکنواخت میتواند هیجانی را که سبب آرامش ما میشود از زندگی ما کم کند و نشناختن خودمان و توانایی هایمان و خواسته ها و ارزشهایمان همگی باعث سلب آرامش میشود .
برای رسیدن به آرامش باید با توجه به عوامل برهم زننده ی آن و بکارگیری فنون و مهارتهای ذکر شده در بالا عمل کرد . صحبت از عمل کردن میکنیم . بدون انجام تکالیف و فقط با نگاه به نقشه راه نمی توان به آرامش رسید .
آرامش مساوی است با رهایی و دل نبستن.
برای ایجاد آرامش از تغییر در خودمان شروع می کنیم ، ما توانایی تغییر دنیا را نداریم ولی توانایی ایجاد تغییر در خودمان را داریم . تغییر در سبک زندگی : نوع تغذیه ، ورزش ، تنفس . تغییر در باورهای عمیق فرهنگی ، تغییر در ارزشهای خود .
در جلسه قبل نکاتی در مورد بهزیستی بیان شد که آن نکات در ایجاد آرامش در ما تأثیر گذار است:
1 – تغییر سوالات از چرا به چگونه :
((چرا)) ما را به قضاوت می کشاند ولی ((چگونه)) ما را به حل مسأله سوق میدهد. وقتی رویدادی رخ میدهد با پرسیدن این سوال که چرا این اتفاق افتاد ، ذهن ما شروع به قضاوت میکند ، ولی وقتی بپرسیم چگونه میتوانیم در این رخداد زندگی ، در جاده سلامت ادامه مسیر دهیم ، آنوقت به حل مسیله روی می آوریم .
2- توجه به خبرهای خوب و عدم نشر اخبار ناراحت کننده :
با تمرکز به اخبار خوشایند و خوب و باز نشر آنها در مدیا و فضاهای مجازی ، حس خوب را منتقل میکنیم . ولی اگر تکیه بر اخبار بد و نشر آنها داشته باشیم دهن ما از آرامش دور میشود .
3- سازگاری با شرایط یا تاب آوری : یکی از راههایی که به افزایش آرامش می انجامد ، سازگاریست . سازگاری با انعطاف دمخور است . وقتی به لحاظ روانی منعطف باشیم و از تعصب دوری کنیم ، به راحتی میتوانیم به پذیرش شرایط سخت برسیم و خود را با آن سازگار کنیم .
در شرایط دشوار سه چیز را از یاد نبریم : تفریح و بازی ، دیگران ، خودمان
بازی نه ساخت دارد نه پایان رسمی ، فقط ریسک و آزمون و خطاست . برای تفریح نیازمند عقل و خرد و جستجو از این و آن هستیم. بازی سبب تحریک مغز پیشانی میشود ، جایی که مربوط به تفکر انتزاعی و حل مسیله و تنطیم هیجان و … میباشد و در شرایط دشوار برای برهم نخوردن آرامش خود نیازمند فعال بودن این قسمت از مغز خود هستیم .
دیگران را نباید فراموش کنیم . در شرایط دشوار بیش از قبل به دیگران احتیاج داریم . تنهایی و انزوا ، افسردگی به ارمغان میاورد . داشتن روابط اجتماعی خوب و عمیق و صمیمی ، به ما امید و خوشبینی میدهد ، باعث افزایش ترشح اکسی توسین میشود .
خودمان را هرگز از یاد نبریم ، اهمیت دادن به جسم خودمان با تغییر سبک زندگی یعنی ورزش، تغذیه سالم، ابزاری در جهت رسیدن به آرامش میباشد .
باور غلط : دادن اطلاعات ایجاد تغییر میکند
متاسفانه دانش به تنهایی برای ایجاد تغییر کفایت نمیکند . بقول خانم دکترلادن فتی برای ایجاد تغییر در خودمان به تغییر در (( شعر )) نیاز داریم .
ش : شناخت ع : عاطفه ر : رفتار
تغییر در شناخت : یعنی تغییر در باورها و ارزشها ، تغییر در عاطفه : یعنی تغییر در نیازها و انگیزه ها ، تغییر در رفتار : یعنی بکار بردن رفتار سالم ، تمرین و اجرای رفتار سلامت ، تغییر در رفتار تغییر در لایه های عمیق فرهنگ است که سخت ترین بخش تغییر است.
در ادامه مطالب ذکر شده در جلسات آتی به مطالعه کتاب رهایی از زندان ذهن نوشته متیو مک کی و کاترین سوتکر ترجمه زهرا اندوز و دکتر حسن حمید پور میپردازیم ، با هدف ایجاد تغییر در افکار و باورها.

ما را در شبکه های مجازی جمعیت زنان و جوانان حافظ محیط زیست و جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست گیلان دنبال کنید؛
کانال واتساپی
کانال تلگرام
صفحه اینستاگرام

ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار جمعیت

لایو اینستاگرامی : کودک و طبیعت

منتشر شده

در

توسط

انسان از جنگل بیرون آمد، اما جنگل هرگز از انسان بیرون نیامد !
طبیعت، مسیری برای یافتن پرسش‌هاست، نه پاسخ به آن‌ها !
و کودکی فصل پرسش‌هاست، نه پاسخ‌ها !
از اینجاست که ارتباط کودک با طبیعت واجد اهمیت می‌شود.
پیمان‌نامه‌ی حقوق کودکان ۴ اصل دارد و طبق آن هر فرد زیر ۱۸ سال کودک محسوب می‌شود.
اصل اول: هیچ کودکی نباید از تبعیض رنج ببرد.
اصل دوم: هر زمان برای کودکان تصمیم‌گیری می‌شود، باید منافع عالیه‌ی آن‌ها مد نظر باشد.
اصل سوم: کودکان حق حیات داشته و باید رشد کنند.
اصل چهارم: کودکان حق دارند آزادانه عقاید و نظرات خود را ابراز کنند و این نظرات در تمامی اموری که به آن‌ها مربوط می‌شود، باید مورد توجه قرار گیرد.
در مواجهه‌ی طبیعت، توانمندی‌های کودک و مرز ناتوانی‌های او مشخص شده و تغییر می‌کنند. نباید تجربه‌ی کودک از طبیعت را از منظر یک بزرگسال نگریست، در تجربه‌ای کودکانه تمام اعضا و جوارح و روح و روان کودک با طبیعت درگیر می‌شود. کودک به نیازمندی‌های خود برای پریدن و جهیدن و لمس کردن و … پی می‌برد و مرز توانایی‌هایش را تغییر می‌دهد. از طریق ارتباط و شناخت گیاهان و جانوران، پلی برای شناخت و ارتباط با انسان‌ها می‌سازد، علی‌الخصوص اگر مواجهه با طبیعت با جمع همسالانش صورت پذیرد. کودک مهارت‌هایی چون استدلال، طبقه‌بندی و حل مسئله را می‌آموزد که پیشنیازهای امر آموزش هستند.
شهرنشینی و سبک زندگی‌های امروزی میان کودکان و طبیعت فاصله ایجاد کرده و این مسئله‌ای جدید برای ماست که باید آن را به گونه‌ای حل کنیم. اختلال کمبود یا فقر طبیعت را از روی آثار و عواقبش می‌توان شناخت، قیاس توانمندی‌های انسان‌های امروزی با نسل‌های گذشته یکی از این آثار است. ضعف تصمیم‌گیری، عدم توان کارآفرینی، ناتوانی در پیدا کردن و پرداختن به علاقه‌مندی‌ها از جمله دیگر این آثار است.
تجربه‌ی طبیعت بدون حضور بزرگسالان واجد اهمیت ویژه‌ای‌ست، زیرا تنها در این صورت است که تفاوت کودکان در مشاهده و مواجهه طبیعت محترم شمرده می‌شود و به آن‌ها مجال تخیل بیشتر داده می‌شود. مواجهه با طبیعت تنها با رفتن به اعماق جنگل‌ها اتفاق نمی‌افتد، دیدن یک ابر از پشت پنجره یا مشاهده‌ی مورچه‌ها و ارتباط آن‌ها با یکدیگر نیز تجربه‌ای از طبیعت است.
در پایان باید توجه داشت که کودک در ارتباطش با طبیعت به مبادله‌ی عواطف و احساسات می‌پردازد و در نتیجه هنگام بزرگسالی نسبت به حفظ آنچه احساسات و عواطف او را برانگیخته، احساس مسئولیت بیشتری می‌کند.
ما را در شبکه های مجازی جمعیت زنان و جوانان حافظ محیط زیست و جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست گیلان دنبال کنید؛

ادامه مطلب

اخبار جمعیت

لایو اینستاگرامی: خاک سالم، غذای سالم، جامعه سالم

منتشر شده

در

توسط

برای تولید یک سانتی‌متر مربع خاک، هفتصد سال زمان لازم است.
شاید اگر بزرگان شعر و ادب ما از این واقعیت آگاه بودند، از باب خشوع و خضوع، خود را به خاک پای دوست و نگار و دلبر ومحبوب و … تشبیه نمی‌کردند !
که خاک، علیرغم اینکه زیر پاست، جایش بالای سر است !
.
به طور کل، قسمت‌های سطحی پوسته‌ی زمین را خاک می‌گویند. خاک هر منطقه افق‌ها یا لایه‌های گوناگونی دارد. به هر چند افق از خاک، یک پروفیل گفته می‌شود. پروفیل آن چیزی‌ست که برای بررسی مرغوبیت یا همان حاصلخیزی خاک مورد بررسی قرار می‌گیرد.
بافت خاک شامل ریزی و درشتی اجزای آن و درصد شن و رس و سیلت تشکیل دهنده‌ی آن است که اصطلاحا به آن مثلث بافت خاک می‌گویند.بر اساس این مثلث میزان حاصلخیزی خاک برای کشت گیاهان مختلف تعیین می‌شود اما به طور کلی می‌توان گفت که خاک‌هایی با درصد سیلت بالاتر، حاصلخیزتر هستند.
خاک حاصلخیز خاکی‌ست که بدون نیاز به مواد معدنی و کودهای شیمیایی، رشد گیاه کشت شده را تامین کند.
فرسایش خاک خطری‌ست جدی که ما را تهدید می‌کند. انتقال، حرکت و جدا شدن ذرات خاک و حمل آن‌ها از نقطه‌ی اولیه‌ی خود فرسایش خاک نام دارد. آب و باد و عدم وجود پوشش گیاهی عوامل اصلی فرسایش خاک هستند.ضربات ناشی از قطرات باران، انجماد و ذوب پیاپی، چرای بیش از حد دام، وزش بادهای شدید از جمله‌ی این عواملند.
وضعیت فرسایش خا‌ک در استان‌ گیلان:
بزرگترین عامل فرسایش خاک در استان ما، چرای بی رویه‌ی دام است، که تا حدود شش برابر ظرفیت مراتع استان برآورد می‌شود.فرسایش خاک در گیلان سالانه ده تن در هکتار است که پنج برابر متوسط جهانی‌ست.
بارندگی‌های شدید دومین علت فرسایش خاک گیلان است. ماسوله، حیران، پل‌رود رودسر و علی‌آباد رودبار بیشترین میزان فرسایش خاک را شاهد هستند.
برای اصلاح و بهبود خواص فیزیکی خاک باید از شخم عمیق زمین پرهیز و پوشش گیاهی مناطق مختلف را حفظ کرد. از کاه و کلوش به عنوان پوشش خاک استفاده نمود، در زمین‌های زراعی از آبیاری پرفشار استفاده نکرد و گیاهان را به صورت عمود بر شیب زمین کشت نمود.
دلایل اصلی آلودگی خاک چیست؟
سرب و جیوه‌ی ناشی از صنایع فولاد، ذوب آهن، پالایش نفت و همچنین مواد شیمیایی کودهای کشاورزی و آفت‌کش‌ها و درنهایت ریختن زباله و نفوذ شیرابه‌های آن به داخل خاک.
آلودگی خاک منجر به مرگ موجودات خاکزی (قارچ‌ها، کرم‌ها، موریانه‌ها و …) که خود در حفظ کیفیت خاک نقش اساسی داند می‌شود و همچنین علوفه‌ها را آلوده می‌کند، که خود سبب آلودگی دام‌ها و درنتیجه آلودگی گوشت و مواد لبنی می‌شود و در نهایت دامن انسان را می‌گیرد.
نقش عمده‌ی موجودات خاکزی تجزیه‌ی خاک است، تجزیه‌ی خاک سبب تولید نیتروژن، آمونیوم و مواد پروتئینی می‌شود و در نهایت کلسیم و پتاسیم که عوامل اصلی حاصلخیزی خاک هستند، نتیجه فعالیت این موجودات عزیزند.
مهم‌ترین عامل آلودگی خاک استان گیلان، زباله‌ها و شیرابه‌های آن است.

برای دیدن این لایو کلیک کنید

ما را در شبکه های مجازی جمعیت زنان و جوانان حافظ محیط زیست و جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست گیلان دنبال کنید؛

صفحه اینستاگرام

کانال واتساپی

کانال تلگرام 

ادامه مطلب

اخبار جمعیت

کارگاه مسئوليت اجتماعي و تاثير متقابل فرد و نهاد اجتماعي بر يكديگر

منتشر شده

در

توسط

اين كارگاه در تاريخ ٥ شنبه ١٠ تيرماه ١٤٠٠ در باغ دارواچوك با تسهيل گري خانم ها پارسي و ترحمي انجام شد.
در اين كارگاه علاوه بر دوستان كميته انتشارات خانم ها: غلامي صفت، چمني، ذاكر ، شمسی پور و آقایان اشكان فر (همراه با مادر خويش خانم پروين سلطاني…) و فراستي؛ از كميته فرهنگي نيز خانم ها: قربان نژاد، اكبرزاده،حياتي و عرب نيز حضور داشتند.

کارگاه در ساعت ١٧ با معرفي دوستان آغاز شد. سپس پرسش هاي زير مورد گفت و گو قرار گرفت:

– آیا با اهداف و ماموريت جمعيت زنان آشنا هستيد؟ به نظرتان سازمان در راستاي اهداف اش در حركت است؟
– نقاط قوت فردي شما چيست؟ آيا فعاليت در جمعيت زنان تاثيري بر اين نقاط قوت و كاهش نقاط ضعف داشته است؟چگونه؟
– شما چه قدم هایی در راستای بهبود و ارتقا فعالیت های جمعیت برمی دارید؟
آیا برای گسترش فعالیت های جمعیت نیازمند یادگیری مهارت های جدیدی شده اید؟
– در طول مدت فعاليت در جمعيت، آيا نگرش شما نسبت به کار تیمی و فعاليت اجتماعي تغيير كرده است؟ چه پيشنهاداتي براي تحكيم اين ارتباطات و فرايند مسير داريد ؟

در پایان جلسه از دوستان خواسته شد تا دل نوشته ای درباره موضوع زیر بنویسند:
“در ماه های اخیر و پس از پایان این جلسه، چه حس تازه ای نسبت به فعالیت اجتماعی پیدا کردید؟”
کارگاه در ساعت ۱۹ به پایان رسید.

ما را در شبکه های مجازی جمعیت زنان و جوانان حافظ محیط زیست و جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست گیلان دنبال کنید؛
کانال واتساپی
کانال تلگرام

صفحه اینستاگرام

ادامه مطلب

اخبار جمعیت