با ما همراه باشید

دیدگاه

جنایت در کوره‌جان

منتشر شده

در

سال ها است از درختان و گونه هاي اندميك جنگل هاي هيركاني صحبت كرده و تاكيد مي كنيم كه اين درختان نمونه اَي در جهان ندارند. اما متاسفانه باز هم شاهد تعرض و بريدن اين گونه از درختان در شمال كشور هستيم. اين بار اما قصه كمي متفاوت است.

چندی قبل جناب آقای مهندس محمد درویش طی گزارشی که به ایشان از طرف جمعی از طرفداران محیط زیست در شاندرمن رسیده بود مطلبی بدین منظور ارایه دادند:

از شاندرمن که خارج می‌شوی، بعد از رسیدن به بازارچه شیخ‌نشین، باید به سوی روستای کوره‌جان حرکت کنی تا در کنار مزارع روستا این توده جنگلی از درختان کهنسال آزاد را ببینی که صدها سال است به سوی نور فریاد زده و قد کشیده‌اند اینک اما فردی که خود را مالک این زمین می‌داند، می‌خواهد ارزشمندترین زیستمند گیلان را ریشه‌کن سازد… آیا فریادرسی هست؟ مگر طبق قانون، قطع حتی یک درخت هم جرم نیست؟ پس چگونه سکوت می‌کنیم تا این جنایت رخ دهد؟! مگر عالی‌ترین مقام این کشور بارها زنهار نداده که حتی به بهانه ساخت حوزه‌علمیه هم نباید یک درخت قطع شود؟ و اصلاً مگر ما ایران را دوست نداریم؟

اما این هشدار اثرگذار نبود.

خبر تلخ و جان سوز بود… علی رغم هشدارها درختان کهنسال شاندرمن را شبانه بریدند. 

مهندس درویش با اظهار تاسف از این واقعه به شرح ذیل به این واقعه واکنش نشان دادند: من اگر جای رییس سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور بودم، در عوض آن شبیخون داعش‌وار در شاندرمن، روزانه همه مدیرانی که در این حوزه مسامحه یا سکوت کردند را از کار برکنار کرده و به شعبه تخلفات اداری معرفی می‌کردم تا حساب کار دست دیگران آید. من اگر جای دادستان گیلان بودم، راساً وارد کار شده و فرمان بازداشت مسببین این جنایت را صادر می‌کردم. من اگر جای کنشگران محیط‌زیستی در استان گیلان بودم، کوتاه نیامده و خاموش نمی‌ماندم! دست‌کم ده روز است که هشدار داده و همه می‌دانستید که می‌خواهند این درختان ارزشمند و کهنسال آزاد را فردی سودجو که خود را مالک زمین می‌داند، قطع کند؛ چگونه در برابر این سربریدنِ آشکار سکوت کرده و می‌کنید؟!

چه بايد كرد؟؟؟

اما سوال ما این است:

چه کسی پاسخگوی قطع این درختان دیرسال است؟

شما بگویید “شکایت کجا بریم؟”

 

 

 

ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه

کوچه خانم دکتر مه لقاح ملاح

منتشر شده

در

توسط

21 تیرماه با حضور شهردار منطقه یک تهران و آقایان حق شناس و میلانی اعضای شورای شهر تهران، مراسم رو نمایی از تابلو کوچه خانم دکتر مه لقاح ملاح برگزار شد و در پایان مراسم رونمایی، حاضرین به دیدارخانم دکتر ملاح رفتند.

ما را در شبکه های مجازی جمعیت زنان و جوانان حافظ محیط زیست و جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست گیلان دنبال کنید؛
کانال واتساپی
کانال تلگرام
صفحه اینستاگرام

ادامه مطلب

دیدگاه

فوت دو خبرنگار بر اثر واژگونی اتوبوس در آذربایجان غربی

منتشر شده

در

توسط

در اثر واژگونی اتوبوس، دو تن از خبرنگاران خبرگزاری های ابسنا و ایرنا، مهشاد یاسینی و ریحانه کریمی، جان باختند.این اتوبوس حامل خبرنگاران محیط زیستی بود که برای بازدید از دریاچه ارومیه اعزام شده‌ بودند.
این ضایعه دردناک را به خانواده و همه دوستدارانشان تسلیت می گوییم.

ادامه مطلب

دیدگاه

حال دماوند خوب نیست

منتشر شده

در

توسط

اسماعیل کهرم

در خبرها آمده بود که بخشی از کوه دماوند وقف شده است. خبری که البته واکنش‌های زیادی را هم در شبکه‌های اجتماعی ایجاد کرده و حالا همه از آن صحبت می‌کنند. قطعا پای تکذیب‌هایی هم به میان خواهد آمد و ماجرای وقف به همین‌جا ختم نخواهد شد. اما همین خبر بهانه‌ای شد تا درباره وضعیت دماوند و حال و روز آن حتی قبل از خبر وقفی که از صحت و سقمش خبر نداریم، بگوییم. اینکه وضعیت دماوند تا اینجای کار چطور بوده که حالا با یک وقف احتمالی به کجا خواهد رسید. سراشیبی است که انواع گیاهان در آن سبز می‌شوند. به‌ویژه خاستگاه گیاهان دارویی و صنعتی است. کوه سنگی که در ارتفاع چهار هزار متر به بالاست، جزئی از میراث طبیعی کشور است و به ثبت هم رسیده است. من نمی‌دانم این خبری که این روزها درباره وقف‌شدن این قله منحصربه‌فرد و ملی منتشر شده، چقدر درست است و هدف از آن چیست. اما همین خبر هم بهانه‌ای است برای پرداختن به اینکه حال دماوند پیش از این و حتی قبل از انتشار خبر درست یا غلط وقف‌شدن هم چندان مساعد نبود. دست‌درازی‌ها و بی‌مهری‌هایی که به این قله در این سال‌ها شده موجب شده تا بسیاری از دوستداران طبیعت نگرانی دائمی درباره این قله داشته باشند. مثلا در ايستگاه گوسفندسرا مسجدی ساخته شده که مردم برای عبادت به آنجا می‌روند. نتیجه این تغییر کار بشر در طبیعت دماوند ایجاد گونه‌ای فرسایش به اسم فرسایش ناودانی شده که بر اثر عبور و مرور مردم ایجاد می‌شود و خاک را فرسوده و گیاهان را لگدمال می‌کند. چند سال پیش یک کوهنورد انگلیسی میهمان من بود که با هم به دماوند رفتیم. چنان از دیدن این کوه شگفت‌زده شد که در توصیف آن می‌گفت اگر این قله در انگلستان بود، دولت از بخش مهمی از آن درآمدهای کشور را تأمین می‌کرد. چیزی که می‌تواند تا این حد برای کشور ما محل درآمدزایی و محل رفت‌وآمد کوهنوردها و توریست‌ها باشد نه تنها بدون رسیدگی رها شده که حالا خبرهای نگران‌کننده‌ای از وضعیت آینده آن هم به گوش می‌رسد. یعنی نه تنها ما از ظرفیت‌های کوه دماوند برای درآمدزایی و جذب توریست استفاده نمی‌کنیم که با صعودهای گروهی غیراصولی و هجوم‌های سازمان‌یافته توسط برخی نهادها به این کوه آن را برای علاقه‌مندان داخلی هم بلااستفاده می‌کنیم. در برخی مواقع سال صعودهای چندهزارنفری و برنامه‌هاي وسيع گروهي در دماوند برگزار می‌شود که بعد از آن به دلیل فضولات انسانی باقی‌مانده و بوی بدی که در طبیعت ایجاد می‌كنند، نمی‌توان یک ماه تا یک‌ماه‌و‌نیم به حوالی دماوند نزدیک شد. این اتفاقات که پیش از این برای دماوند رخ داده این سؤال را ایجاد می‌کند که اولا کدام قسمت دماوند موقوفه اعلام شده و ثانیا هدف از موقوفه اعلام‌شدنش چیست؟ آیا قرار است از کوه حفاظت کنیم یا مثلا قرار است مثل ارتفاعات تهران در آن دست ببرند و ساخت‌وساز كنند؟ چون این اتفاق در ارتفاعات هزارو 800 متری تهران رخ داده و اعتراضات ما هم به جایی نرسید. ساختن تأسیسات در ارتفاعات بالای هزارو 800 متر از این جهت اشتباه است که به دلیل درتماس‌بودن گیاهان با ابرها پوشش گیاهی منحصربه‌فردی ایجاد می‌شود. جنگل‌هایی که موجب بهبود حیات بشر در شهرها می‌شوند. چراکه برآورد شده هر هکتار از این جنگل‌های بالای هزارو 800 متر هفت‌و‌نیم تن ریزگرد را مهار می‌کند. از این رو چنین تجربه‌هایی در تهران موجب می‌شود ما نگران تکرار چنین وضعیتی برای دماوند باشیم. نگران این باشیم که در آینده شاهد سبزشدن تأسیساتی در این ارتفاعات باشیم و پوشش گیاهی نابود شود. آنچه در مجموع به نظر بنده می‌آید این است که کوه دماوند در حال حاضر نیاز دارد تا از دستبرد بشر خلاص شود تا نسل‌های آینده ایران هم بتوانند از آن بهره ببرند. الان از شش معدن پوکه در دل دماوند روزی 500 کامیون پوکه به شهرها اعزام می‌شود. اگر این مسئله ادامه پیدا کند که به نظرم 70 هزار روز دیگر با این سطح از استخراج چنان بلایی بر سر دماوند می‌آید که همه حسرت آن را خواهیم خورد. به هر حال ما همین الان هم کمر به نابودی دماوند بسته‌ایم و چون قدر آن را نمی‌دانیم و آن را ارج نمی‌نهیم، در حال ازبین‌بردن آن هستیم.

 

منبع:روزنامه شرق

ادامه مطلب

اخبار جمعیت