با ما همراه باشید

دیدگاه

بار دیگر…………گیلانی که دوست می داشتیم!!!!!

منتشر شده

در

سال ها است گيلان را با كوههاي سبز و شاليزاران پربركت، باغ هاي چاي، توت و فندق و عطر بهار نارنج و زنان و مردان زحمتكش و تلاشگر ان مي شناسيم.
اما چندي است كه در راههاي روستايي و  كوره راههاي استان شاهد ظهور ديوارهاي كوتاه و بلند، ويلاها و قصرهاي نامتجانس با طبيعت بكر گيلان و افراد پرسه زني روبرو هستيم كه ديگرگونه رفتار مي كنند و ديگرگونه مي زيند.
استان گيلان و رشت بر طبق آمار ، دومين مركز استان مهاجر پذير در چند سال اخير شناخته شده است. مهاجرت سالانه بيش از ٢٠ هزار نَفَر به رشت؛ در حالي كه آمار دقيقي از مهاجرت به ديگر نقاط خوش آب و هواي استان در دست نيست.
آقاي آقايي معاون اجتماعي و پيشگيري دادگستري استان اعلام مي دارد كه سالانه شاهد ١٠٠ هكتار تغيير كاربري هستيم. تغيير كاربري هاي مجاز – سال ٩٦، ٥٤ هكتار- سال 64،97هكتار بوده در حالي كه تغيير كاربري هاي غير مجاز سال ٩٦، ١٠٧ هكتار و سال ٩٧، ٨٦ هكتار بوده است. اين تغيير كاربري ها كه بسياري در سايه قانون ( طرح هاي هادي كه براي جلوگيري از مهاجرت و در خدمت اشتغال و توسعه و عمران تدوين شده اند) در گيلان با همين عنوان توسعه، منجر به ساخت و سازهایی در محدوده ي روستايي و شهري شده است. ايشان معتقد است كه به دليل محدوديت زمين هاي كشاورزي و توليدات بومي بايد در اين طرح ها تجديد نظر شود..
اقاي دكتر عليزاده از پژوهشكده گيلان شناسي نيز معتقد است با توجه به تراكم جمعيتي گيلان كه جزو ٣ استان اول كشور است. افزايش جمعيت در استان مي تواند منجر به بحرانهاي گوناگوني در زمينه هاي زیر شود:
محيط زيستي: هم چون بحران پسماندها، انباشت زباله، آلودگي هاي محيط زيستي و تخريب مراتع و زمين هاي كشاورزي
اجتماعي: تغيير بافت جمعيتي و معيشتي مردم، عدم ارتزاق در حوزه كشاورزي ، تغيير كاربري زمين هاي كشاورزي به ويلاها و خانه هاي غير بومي و گاه اشرافي، تغيير و نابودي فرهنگ توليد كشاورزي، ايجاد بحران هاي هويتي و الگوهاي زيستي
فرهنگي: نابودي فرهنگ بومي و هويتي منطقه اَي كه ريشه در زيست طبيعي و معيشتي مردم داشته و دارد.آسیب هاي اجتماعي كه مي تواند نتيجه اين تغييرات و الگوهاي وارداتي مهاجران باشد.
بايد إذعان كنيم كه بحران آب در بسياري از استان هاي مركزي كشور و ديگر مسايل اجتماعي سبب چنين مهاجرت ها و جابه جايي هاي جمعيتي شده است. اما اگر تاب آوري طبيعي، اجتماعي و فرهنگي استان مورد توجه مسولان و سياست گزاران قرار نگيرد و با كارشناسان و دلسوزان استان در اين زمينه ها گفت و گو و به موضوع توجه نشود، شايد تا چند سال ديگر با مشكلات تازه تري در اينجا روبرو شويم.
جمعيت زنان در ماههاي آینده اين موضوع را از جنبه هاي مختلف و با ياري كارشناسان و گيلانيان علاقمند پي خواهد گرفت. در انتظار نظرات شما در اين زمينه هستيم.

ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه

کوچه خانم دکتر مه لقاح ملاح

منتشر شده

در

توسط

21 تیرماه با حضور شهردار منطقه یک تهران و آقایان حق شناس و میلانی اعضای شورای شهر تهران، مراسم رو نمایی از تابلو کوچه خانم دکتر مه لقاح ملاح برگزار شد و در پایان مراسم رونمایی، حاضرین به دیدارخانم دکتر ملاح رفتند.

ما را در شبکه های مجازی جمعیت زنان و جوانان حافظ محیط زیست و جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست گیلان دنبال کنید؛
کانال واتساپی
کانال تلگرام
صفحه اینستاگرام

ادامه مطلب

دیدگاه

فوت دو خبرنگار بر اثر واژگونی اتوبوس در آذربایجان غربی

منتشر شده

در

توسط

در اثر واژگونی اتوبوس، دو تن از خبرنگاران خبرگزاری های ابسنا و ایرنا، مهشاد یاسینی و ریحانه کریمی، جان باختند.این اتوبوس حامل خبرنگاران محیط زیستی بود که برای بازدید از دریاچه ارومیه اعزام شده‌ بودند.
این ضایعه دردناک را به خانواده و همه دوستدارانشان تسلیت می گوییم.

ادامه مطلب

دیدگاه

حال دماوند خوب نیست

منتشر شده

در

توسط

اسماعیل کهرم

در خبرها آمده بود که بخشی از کوه دماوند وقف شده است. خبری که البته واکنش‌های زیادی را هم در شبکه‌های اجتماعی ایجاد کرده و حالا همه از آن صحبت می‌کنند. قطعا پای تکذیب‌هایی هم به میان خواهد آمد و ماجرای وقف به همین‌جا ختم نخواهد شد. اما همین خبر بهانه‌ای شد تا درباره وضعیت دماوند و حال و روز آن حتی قبل از خبر وقفی که از صحت و سقمش خبر نداریم، بگوییم. اینکه وضعیت دماوند تا اینجای کار چطور بوده که حالا با یک وقف احتمالی به کجا خواهد رسید. سراشیبی است که انواع گیاهان در آن سبز می‌شوند. به‌ویژه خاستگاه گیاهان دارویی و صنعتی است. کوه سنگی که در ارتفاع چهار هزار متر به بالاست، جزئی از میراث طبیعی کشور است و به ثبت هم رسیده است. من نمی‌دانم این خبری که این روزها درباره وقف‌شدن این قله منحصربه‌فرد و ملی منتشر شده، چقدر درست است و هدف از آن چیست. اما همین خبر هم بهانه‌ای است برای پرداختن به اینکه حال دماوند پیش از این و حتی قبل از انتشار خبر درست یا غلط وقف‌شدن هم چندان مساعد نبود. دست‌درازی‌ها و بی‌مهری‌هایی که به این قله در این سال‌ها شده موجب شده تا بسیاری از دوستداران طبیعت نگرانی دائمی درباره این قله داشته باشند. مثلا در ايستگاه گوسفندسرا مسجدی ساخته شده که مردم برای عبادت به آنجا می‌روند. نتیجه این تغییر کار بشر در طبیعت دماوند ایجاد گونه‌ای فرسایش به اسم فرسایش ناودانی شده که بر اثر عبور و مرور مردم ایجاد می‌شود و خاک را فرسوده و گیاهان را لگدمال می‌کند. چند سال پیش یک کوهنورد انگلیسی میهمان من بود که با هم به دماوند رفتیم. چنان از دیدن این کوه شگفت‌زده شد که در توصیف آن می‌گفت اگر این قله در انگلستان بود، دولت از بخش مهمی از آن درآمدهای کشور را تأمین می‌کرد. چیزی که می‌تواند تا این حد برای کشور ما محل درآمدزایی و محل رفت‌وآمد کوهنوردها و توریست‌ها باشد نه تنها بدون رسیدگی رها شده که حالا خبرهای نگران‌کننده‌ای از وضعیت آینده آن هم به گوش می‌رسد. یعنی نه تنها ما از ظرفیت‌های کوه دماوند برای درآمدزایی و جذب توریست استفاده نمی‌کنیم که با صعودهای گروهی غیراصولی و هجوم‌های سازمان‌یافته توسط برخی نهادها به این کوه آن را برای علاقه‌مندان داخلی هم بلااستفاده می‌کنیم. در برخی مواقع سال صعودهای چندهزارنفری و برنامه‌هاي وسيع گروهي در دماوند برگزار می‌شود که بعد از آن به دلیل فضولات انسانی باقی‌مانده و بوی بدی که در طبیعت ایجاد می‌كنند، نمی‌توان یک ماه تا یک‌ماه‌و‌نیم به حوالی دماوند نزدیک شد. این اتفاقات که پیش از این برای دماوند رخ داده این سؤال را ایجاد می‌کند که اولا کدام قسمت دماوند موقوفه اعلام شده و ثانیا هدف از موقوفه اعلام‌شدنش چیست؟ آیا قرار است از کوه حفاظت کنیم یا مثلا قرار است مثل ارتفاعات تهران در آن دست ببرند و ساخت‌وساز كنند؟ چون این اتفاق در ارتفاعات هزارو 800 متری تهران رخ داده و اعتراضات ما هم به جایی نرسید. ساختن تأسیسات در ارتفاعات بالای هزارو 800 متر از این جهت اشتباه است که به دلیل درتماس‌بودن گیاهان با ابرها پوشش گیاهی منحصربه‌فردی ایجاد می‌شود. جنگل‌هایی که موجب بهبود حیات بشر در شهرها می‌شوند. چراکه برآورد شده هر هکتار از این جنگل‌های بالای هزارو 800 متر هفت‌و‌نیم تن ریزگرد را مهار می‌کند. از این رو چنین تجربه‌هایی در تهران موجب می‌شود ما نگران تکرار چنین وضعیتی برای دماوند باشیم. نگران این باشیم که در آینده شاهد سبزشدن تأسیساتی در این ارتفاعات باشیم و پوشش گیاهی نابود شود. آنچه در مجموع به نظر بنده می‌آید این است که کوه دماوند در حال حاضر نیاز دارد تا از دستبرد بشر خلاص شود تا نسل‌های آینده ایران هم بتوانند از آن بهره ببرند. الان از شش معدن پوکه در دل دماوند روزی 500 کامیون پوکه به شهرها اعزام می‌شود. اگر این مسئله ادامه پیدا کند که به نظرم 70 هزار روز دیگر با این سطح از استخراج چنان بلایی بر سر دماوند می‌آید که همه حسرت آن را خواهیم خورد. به هر حال ما همین الان هم کمر به نابودی دماوند بسته‌ایم و چون قدر آن را نمی‌دانیم و آن را ارج نمی‌نهیم، در حال ازبین‌بردن آن هستیم.

 

منبع:روزنامه شرق

ادامه مطلب

اخبار جمعیت