با ما همراه باشید

دیدگاه

20 آذر “روز جهانی کوهستان” مبارک باد

منتشر شده

در

نامگذاری روز جهانی کوهستان

به دنبال بزرگداشت سال بین المللی کوهها در سال (2002) مجمع عمومی سازمان ملل متحد در پنجاه و هفتمین جلسه خود در ژانویه 2003 روز 11 دسامبر (20 آذر) را بعنوان روز جهانی کوهستان تعیین و از سازمان خوار بار و کشاورزی ملل متحد (فائو) دعوت کرد تا مسئولیت هماهنگی این روز در سطح جهان را بر عهده بگیرد. فائو هر سال با تعیین یک موضوع، از کشور های کوهستانی و اعضای مشارکت برای کوهها (MP ) دعوت می نماید تا با اجرای آیین های ویژه نظیر گرد همایی و … اجرای برنامه های کوهنوردی در بزرگداشت این روز و تاکید هر چه بیشتر بر اهمیت و نقش کوهستان بکوشند.

روز جهانی کوهستان,کوهستان,11 دسامبر روز جهانی کوهستا

نماد روز جهانی کوهستان

نماد روز جهانی کوهستان 
نماد روز جهانی کوهستان شامل سه مثلث متساوی الاضلاع بر روی یک خط افقی است. مثلث سمت چپ یک الماس آبی رنگ در بالا دارد و نشان از یخ و برف در قله کوه و لزوم توجه به گرمایش زمین و حفظ برفهای کوهستان دارد. مثلث میانه دایره نارنجی دارد که نشان دهنده منابع طبیعی محیط کوهستان است که به طور مداوم از داخل کوه ها استخراج می شوند و مثلث سمت راست یک مثلث سبز کوچک در پایه دارد که نشان دهنده سرسبزی و محصولاتی است که در دامنه کوه ها رشد می کنند.

ارزش کوه ها
سرچشمۀ همۀ رودهای بزرگ، و منشا نیمی از آب های شیرین جهان، کوهستان است. کوه ها، زیستگاه گونه های بی شمار گیاهی و جانوری، خاستگاه بخش مهمی از تنوع زیستی و پناهگاه بسیاری از گونه هایی هستند که در دشت ها نابود شده اند. کوه ها، بزرگترین گردشگاه ها و ورزشگاه ها هستند و با داشتن چشم اندازی باشکوه و هوای پاک، امکان پیاده روی و ورزش در یک محیط دل انگیز را فراهم کرده اند.

چند عامل اصلی تخریب در کوهستان
چرای دام، ساخت و ساز، معدن کاوی، جاده سازی، گردشگری ناسالم، چیدن گل ها و گیاهان، نوشتن یادگاری، انباشت زباله و … .

کوهستان,20 آذر روز جهانی کوهستان,11 دسامبر روز جهانی کوهستا

سرچشمۀ همۀ رودهای بزرگ و منشا نیمی از آب های شیرین جهان، کوهستان است

وظیفۀ کوهنوردان در حفظ کوهستان
اگر چه ممکن است یک کوهنورد طبیعت دوست، نقشی در ایجاد و تشدید بسیاری از عوامل تخریب کوهستان نداشته باشد، اما چون انگیزۀ اصلی کوهنورد برای رفتن به کوه، بهره مندی از محیط طبیعی است، خود را برای حفظ محیط کوهستان و کاهش عوامل مخرب مسئول می داند. بهتر است کوهنوردان برای حفظ محیط زیست کوهستان به این نکات توجه کنند :

 احساس مسئولیت در قبال فرزندانمان تا در آینده بتوانند همچون ما از طبیعت بهره ببرند.
√ برنامه های کوهنوردی پر جمعیت که فشار ناگهانی زیادی را بر طبیعت وارد می کند، اجرا نکنیم.
 در هنگام کوهنوردی، چون یک محیط بان مسئول، مراقب تخلف ها و آسیب رسانی های دیگران باشیم. بیشتر کسانی که اشتباه کوچکی مرتکب می شوند، با یک تذکر محترمانه قانع می شوند.
 از فعالیت های مخرب محیط های کوهستانی گزارش تهیه کرده و برای انعکاس آن ها در رسانه ها و اطلاع رسانی به سازمان های مسئول اقدام کنیم.

 به جای درخواست از مسئولان برای ایجاد تسهیلات کوه نوردی در دل طبیعت (مانند پناهگاه)، خواستار ساخت خانۀ کوهنورد در شهر یا روستا، برای برگزاری نشست ها و تاسیس کتابخانه و مرکز اطلاعات کوهنوردی شویم، یا به جای حمایت از پناهگاه سازی، خواستار ایجاد مجتمع های کوهستانی در مبادی مسیرها و دامنۀ کوهستان شویم.

 در سازمان های غیر دولتی طرفدار محیط زیست عضو شویم و در برنامه هایی مانند روز پاک سازی کوهستان، روز جهانی کوهستان، روز جهانی زمین پاک، روز ملی دماوند و … مشارکت کنیم.
 مشارکت در ادارۀ امور مربوط به محیط زیست و رعایت اصول طبیعت گردی پاک را ترویج کنیم.

منبع:

http://www.beytoote.com

ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه

روز جهانی هپاتیت

منتشر شده

در

توسط

امنیت و سلامت دو واژه هستند که هرگز نباید توسط دولت ها مورد غفلت قرار گیرند؛سلامت یک نعمت الهی است که جامعه بشری همواره بدنبال آن بوده و باید پاس داشته شود. در دهه های گذشته، یکی از مهمترین مشکلات بهداشتی که سالانه سلامت میلیون ها نفر را درگیر و منجر به ناتوانی و مرگ آنها شد، هپاتیت های ویروسی بودند. قابل توجه است که بدانید امروزه هپاتیت C به تنهایی بیش از ایدز در دنیا قربانی می گیرد؛ لذا لزوم همکاری بین المللی به منظور کنترل این بیماری ها بیش از پیش مسجل گردیده است. این همکاری ها نه تنها بخاطر مردمان یک کشور و یا یک قاره بلکه برای کل بشریت است. حذف هپاتیت های ویروسی ، مرهون همکاری های بین المللی است.هپاتیت یک بیماری شایع است که به علت التهاب حاد کبد ایجاد می شود. هپاتیت به دو نوع حاد و مزمن تقسیم می گردد.در اثر انواع ویروس ها، داروها، الکل و جایگزینی بافت چربی در کبد و ….. ایجاد می شود. دومین علت مرگ ناشی از بیماری‌های عفونی در جهان بعد از سل است و شمار افراد مبتلا به انواع ویروس‌های هپاتیت در جهان ۹ برابر افراد دارای ویروس ایدز یا اچ‌آی‌وی است.
با توجه به اینکه هپاتیت یکی از اصلی ترین عوامل سیروز ، سرطان کبد ، نارسایی کبدی می باشد ، خوشبختانه با تلاش های موثر در دو دهه اخیر و با استفاده از مراکز آموزشی درمانی، شبکه های بهداشتی و کارکنان اجرایی و علمی کشور مبنی بر تولید واکسن در داخل و تولید داروی هپاتیت سی منجر به کاهش بیماری هپاتیت بی و سی شده است.
ایران درصدد است تا با کمک بخش‌های علمی کشور تا سال 1410 بیماری هپاتیت سی را در کشور حذف نمایند و برای تحقق این هدف لازم است سالانه 20 هزار بیمار شناسایی و درمان شود. در حال حاضر متاسفانه حدود 180هزار نفر تا230هزار نفر در کشور مبتلا به هپاتیت سی هستند که مطلع نیستند. .
حذف این بیماری تا سال 2030 به معنی دیده نشدن این بیماری در کشور نیست و هدف این است که می خواهیم این بیماری در کشور و موارد جدید آن به حداقل خود برسد بگونه ای که بیمارستان ها و مراکز درمانی درگیری کمتری را در درمان این بیماری داشته باشند.
در برخی از استان‌ها از جمله سیستان و بلوچستان، خراسان رضوی و گرگان میزان شیوع بیشتر از استان‌های دیگر است و اقدامات تشخیصی و درمانی در این استان‌ها در حال انجام می باشد.
.
سازمان بهداشت جهانی در کارزار روز جهانی هپاتیت ۲۰۱۹ (۲۸ ژوئیه مصادف با 6 مرداد) روز تولد دکتر برانچ بلومبرگ( ۲۰۱۱-۱۹۲۵)، از همه کشورها و سازمان‌های همکار می‌خواهد مضمون «سرمایه گذاری به منظور حذف هپاتیت »را تبلیغ کنند. هدف نهایی این است که هپاتیت ویروسی با پوشش همگانی بهداشتی تا سال ۲۰۳۰ ریشه کن شود.
برای پیشگیری، واکسن نیز وجود دارد. امروزه، تزریق این واکسن به تمام نوزادان در طی یک سال اول زندگی صورت میگیرد. این واکسن، ایمن بوده و در طی 6 ماه نیاز به 3 تزریق است. واکسن به تمام افراد در معرض خطر مثل کارکنان بهداشتی، تمام بچه ها، افرادی که به مناطق پر خطر از نظر شیوع این بیماری سفر می کنند، استفاده کننده های دارو و به افرادی که شرکای جنسی متعدد دارند تزریق میشود.

.

ادامه مطلب

دیدگاه

جنگل‌های هیرکانی به عنوان میراث طبیعی جهانی در یونسکو ثبت شد.

منتشر شده

در

توسط

جنگلهای هیرکانی از غنی ترین اکوسیستم های جهان محسوب می شوند . به طوری که بیش از ۲۹۶ گونه پرنده و در حدود ۱۰۰ گونه پستاندار و ۱۵۰ گونه درختی و بوته ای بومی (اندمیک) در این جنگل ها زندگی می کنند.ازگونه های پرندگان جنگلهای هیرکانی می توان به گنجشک سانان، سار، دارکوب، اردک نوک پهن، قرقاول خزری، کبک، بلدرچین، کبوتر جنگلی، شاهین، قوش، دال، قرقی، اردک خاکستری، عقاب و جغد اشاره کرد و از گونه های پستانداران ساکن در این زیست بوم می توان مرال، شوکا، گرگ، گراز، خرس قهوه ای، روباه سر دو سیاه، شغال، سمور، تشی، خارپشت، موش جنگلی، خرگوش، گربه وحشی، گورکن و اسبچه خزر را نام برد.
بخش وسیعی از این جنگل ها شامل جنگل‌های راش می‌شودکه مشهورترین وگسترده‌ترین گونه درختی جنگل‌های کوهستانی شمال به شمار می‌رود. از مشهورترین درختان این جنگل می‌توان راش، بلوط، توسکا، ممرز، افرا، انجیلی، نارون، زبان گنجشک، گیلاس وحشی، بارانک، سرخدار، نمدار، شمشاد، لرگ، لیلکی، خرمندی، آزاد، انجیر و… را نام برد. از درختچه‌های این جنگل‌ها نیز می‌توان به ازگیل، زالزالک، زغال اخته، الوچه وحشی، انار، جل، خاس، کوله خاس، سیب وحشی و… اشاره کرد.
تنوع اقلیمی، گونه ای و اکوسیستمی موجب شده این جنگل ها در نوع خود بی نظیر و منحصر بفرد باشند و حفاظت از آنها به عنوان گنجینه ای ملی بر ما واجب است.
قدمت جنگلهای هیرکانی بیش از ۴۰ میلیون سال برآورد شده و بازمانده دوره سوم زمین شناسی هستند؛ از همین جهت به فسیلهای زنده شهرت دارند و یک موزه طبیعی به شمار می روند .این جنگل ها در جنوب دریای خزر از منطقه هیرکان جمهوری آذربایجان شروع می شوند و در ایران از حوالی آستارا تا گرگان ادامه دارند. به دلیل مقاوم نبودن در برابر سرما در اروپا و سیبری قادر به بقا نیستند و در آب و هوای معتدل جنوب دریای خزر دیده می شوند.
در ۲۱ تیر ۱۳۸۵ جمهوری آذربایجان درخواستی را مبنی بر ثبت جهانی جنگل‌های خزری-هیرکانی به یونسکو ارائه کرد. با بررسی کارشناسان این سازمان اعلام شد به دلیل این‌که سهم جمهوری آذربایجان تنها ۲۰ هزار هکتار در مقابل سهم ۲ میلیون هکتاری ایران از این جنگل است، ثبت جهانی این اثر به تنهایی به نام آذربایجان ممکن نیست. پس از آن مقامات فرهنگی ایران پیشنهادی را مبنی بر ثبت مشترک این اثر طبیعی به آذربایجان ارائه دادند. این امر به دلیل اختلافات موجود به بن‌بست خورد. از جمله موارد اختلافی این بود که علی‌رغم قوانین یونسکو مبنی بر ثبت نام کشورهای دارای آثار تاریخی و طبیعی مشترک به ترتیب حروف الفبا در اسناد مکتوب خود، ایران مخالف ثبت نام آذربایجان پیش از نام ایران بود. استدلال ایران این بود که سهم اندک آذربایجان از این جنگل هم‌ارز سهم ایران نیست که بتوان صرفاً بر اساس حروف الفبا چیدمان متن سند را مشخص کرد.
بنا بر اعلام دبیرکل کنونی کمیسیون ملی یونسکو در ایران: در چهل و سومین اجلاس کمیته میراث جهانی یونسکو در باکو پایتخت جمهوری آذربایجان، جنگل‌های هیرکانی که از آستارا در شمال استان گیلان تا گلی داغ در شرق استان گلستان کشیده شده‌است، با نظر موافق اعضای کمیته در تاریخ ۱۴ تیر ۱۳۹۸ در فهرست میراث جهانی قرار گرفت. به گفته همین منبع این بیست و چهارمین مورد از میراث تاریخی و طبیعی ایران است که در فهرست یونسکو جای می‌گیرد. در واقع حدود 200هزار هکتار از محدوده‌های اصلی اثر که حدود90 درصد آنها شامل بخش‌هایی از پارک ملی گلستان، مناطق حفاظت‌شده جهان‌نما، جنگل ابر، هراز و البرز مرکزی و چهاردانگه و پارک جنگلی خشکه‌داران واقع در استان‌های گیلان، مازندران، سمنان و گلستان و همچنین سه سایت در منطقه سیاه‌رود رودبار و درفک می‌شود، به‌عنوان میراث طبیعی جهانی در یونسکو به ثبت رسید.
اولین هدف معرفی و ثبت میراث‌های طبیعی در دنیا، حفاظت از آن مناطق است، به‌طوری که وقتی سایتی به‌عنوان میراث طبیعی جهانی معرفی می‌ شود تاثیر بسیاری در پذیرش گردشگر و توریسم در منطقه دارد و شاهد افزایش طبیعت‌گرد و توریست خواهد بود، از سوی دیگر این افزایش گردش در معیشت و اقتصاد مردم بومی منطقه بسیار تاثیر‌گذار است .همچنین نگاه جهانی را به خود معطوف می‌کند که پروژه‌های مطالعاتی و اعتبارات خاصی برای آن در نظر می گیرند اما به این معنا نیست که وقتی به ثبت جهانی رسید، مشکل جنگل‌های ایران حل می‌شود.
به گفته یک فعال محیط زیست ثبت جنگل های هیرکانی در فهرست میراث طبیعی جهان بسیاری از فعالان محیط‌زیست را خوشحال کرد زیرا پس از حدود 13 سال تلاش فعالان محیط‌زیست و مسئولان سازمان حفاظت از محیط‌زیست بالاخره کارشناسان اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت جنگل‌های هیرکانی را به‌عنوان دومین میراث طبیعی ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رساندند. جنگل‌های هیرکانی پس از کویر لوت دومین اثر طبیعی مربوط به ایران هستند که در فهرست میراث طبیعی جهان ثبت شدند.این جنگل‌ها از دهه‌های قبل به دلیل تغییرکاربری، توسعه ناپایدار، دخالت و دست‌اندازی انسان به طبیعت جنگل‌، ساخت‌وسازهای غیرمجاز و ویلاسازی انبوه، آتش‌سوزی و توسعه بی‌رویه کشاورزی، برداشت غیرمجاز و غیرقانونی از منابع طبیعی و جنگل‌ها و ورود آفرود و طبیعت‌گردان با موانع بسیاری برای ثبت مواجه بود.
پنج برابر میزان توانمندی و ظرفیت جنگل از آنها برداشت شده است و اگر بازنگری و تغییری نسبت طرح‌های عمرانی و اقتصادی و محیط‌زیستی در جنگل‌ها صورت نگیرد تا 30 سال آینده نوار شمالی کشور خالی از جنگل خواهد شد و اثری از جنگل‌های هیرکانی باقی نخواهد ماند.
این جنگل‌ها ذخیره‌گاه زیست کره‌زمین هستند که از این پس با ثبت جهانی‌شان در یونسکو بودجه و اعتبار مستقل، تجهیز امکانات و توجه ویژه برای حفاظت از این مناطق به ایران اختصاص می‌یابد، البته برخی فعالان محیط‌زیست معتقدند در صورتی که ایران نتواند براساس استانداردهای جهانی از این مناطق حفاظت کند این میراث طبیعی از لیست جهانی خارج خواهد شد.
ثبت میراث‌های طبیعی جهانی برعکس میراث‌های فرهنگی و تاریخی مراحل دشوار و مشکلات بیشتری دارد و مطالعات و اقدامات فنی و علمی دقیق‌تری را می‌طلبد
هنوز نمی‌دانیم از این خبر خوشحال باشیم یا ناراحت، زیرا معلوم نیست برنامه‌ریزی‌ها و سیاست‌های مسئولان کشور در مورد حفظ و نگهداری جنگل‌ها تغییر خواهد کرد یا خیر. متاسفانه حفاظت از جنگل‌های ایران آنقدر متولی و بانی دارد که خود دستگاه‌ها نیز نمی‌دانند چه کسی متولی اصلی رسیدگی به این موضوع است.
به هر حال معضلاتی که در جنگل های هیرکانی وجود دارند مانند: آفت ها و گونه های غیر بومی و مهاجم ، دفع زباله‌ها و پسماندها ،آلودگی رودخانه ها ، ویلا سازی، گردشگری با آفرود با عنوان طبیعت گردی که بستر جنگل را نابود می کند و سد سازی و …. را نباید نا دیده بگیریم .چون
روند آسیب‌زای این عوامل به سادگی جنگل های هیرکانی را از ثبت جهانی خارج می‌کنند و به راحتی یک سهمیه کشور ما از بین می‌رود.بنابراین ما باید به تعهدات انسانی، ملی و میهنی خود متعهد باشیم.

ادامه مطلب

دیدگاه

جنگل در حال تنفس؛ قاچاقچیان مشغول کارند

منتشر شده

در

توسط

می‌گویند جنگل­های شمال در حال نفس کشیدن است. نفسی بلند که قرار است سال‌ها طول بکشد تا کمی خودش را احیا کند و جان بگیرد. اما در میزان تأثیرگذاری این نسخه استراحت استعلاجی که برای جنگل پیچیده شده چون ‌و چراهایی وجود دارد.

جنگل‌های هیرکانی شمال کشور جزء منحصربه ‌فردترین جنگل‌های جهان شناخته می‌شوند چراکه بازمانده از عصر یخبندان هستند و به همین دلیل فسیل زنده هم نامیده می‌شوند و به تازگی هم به عنوان میراث طبیعی جهان به ثبت یونسکو رسیدند.

این توصیفات شامل حال تقریبا یک سوم مساحت گیلان یعنی 564 هزار و 712 هکتار می‌شود که گونه‌های پهن‌برگ انجیلی(آسوندار)، راش، مَمرَز، شمشاد، لیلکی، سرخدار، توسکا، افرا و … را در خود جای‌داده است. طبیعت مازندران، گلستان، سمنان و ارسباران نیز بخشی از این جنگل‌های بازمانده از عصر یخبندان را در خود جای‌داده است.

برای حفاظت از این جنگل‌ها تاکنون  33 تَن در گیلان جانشان را فدا کرده‌اند که معروف‌ترینشان ناصر پیروی بود که به فجیع‌ترین شکل ممکن به دست یک باند قاچاق چوب به شهادت رسید.

 موافقان و مخالفان تنفس جنگل

ایده «تنفس جنگل»‌های شمال از سال 94 در بسیاری از محافل محیط‌زیستی و حامیان جنگل مطرح شد. بعد از مخالفت‌ها و موافقت‌ها در سال 96 مجلس شورای اسلامی، دولت را مکلف به اجرای طرح تنفس یعنی توقف بهره‌برداری از جنگل‌های شمال کرد. این طرح در همان ابتدا مخالف و موافقانی پیدا کرد.

مخالفان می‌گویند دریکی از بندهای این قانون عنوان‌شده که همه طرح‌های جنگلداری باید تا پایان سال سوم اجرای طرح به‌تدریج متوقف شود. اما وزیر کشاورزی با توقف  تمام برنامه‌ها عملاً جنگل را با بی‌برنامگی مواجه کرده است.

در مقابل موافقان می‌گویند این فقط یک تفسیر از قانون است و تفسیر درستی هم نیست. «محسن یوسف پور» مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان گیلان یکی از موافقان طرح به مرور می‌گوید: جنگل‌های شمال 50 سال مورد بهره‌برداری قرارگرفته است. طرح تنفس یعنی فرصت دادن به رویش جنگل و همچنین مروری بر عملکرد 5 دهه گذشته خودمان.

مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان گیلان توضیح داد: براساس قانون، برداشت چوب از جنگل باید متوقف می‌شد و فقط اجازه قطع به درختان پرورشی و یا درختانی که ازنظر بهداشتی مشکل‌دارند، داده ‌شده است. به باور او جنگل باید نقش حفظ اقلیم را انجام دهد نه اینکه فقط به‌عنوان تأمین‌کننده چوب به آن نگاه شود.

وقتی از خلأ برنامه در طرح تنفس می‌پرسیم یوسف پور آن را تفسیر اشتباه قانون می‌داند و البته تأکید دارد که طرح جایگزین مدیریت پایدار در حال طراحی است و در سال 99 به مرحله اجرا می‌رسد. و حرف مخالفان دقیقاً در همین نکته است که چرا قبل از این برنامه اجرایی جدید برنامه‌های قبلی متوقف شد.

 موافقان، مخالف می‌شوند

«نسیم طواف زاده» یکی از فعالان محیط‌زیست گیلان است. او هم به مرور می‌گوید: ابتدا موافق طرح تنفس جنگل بوده و دلیل آن را هم وضعیت بحرانی جنگل‌های شمال می‌داند. اما حالا نمی‌تواند از اجرای این طرح دفاع کند. ماجرایی که ریشه در تصمیم وزیر جهاد کشاورزی دارد: قرار بود این طرح پلکانی اجرا شود. اما حجتی وزیر وقت جهاد کشاورزی به‌سرعت این طرح را اجرایی کرد. حجتی از رهبری به‌عنوان رئیس سازمان انفال دستور تسریع در اجرای این طرح را می‌گیرند. زمانی که هنوز آیین‌نامه اجرایی بیرون نیامده بود.

حجتی تصمیم داشت تا هر چه زودتر جنگل را به استراحت بفرستد، اما به نظر می‌رسد با این تصمیم قانون هم به استراحت اجباری فرستاده شد.

طواف زاده از نبود برنامه‌های حفاظت و رها شدن جنگل بعد از طرح تنفس صحبت می‌کند. «شرکت‌های مجری طرح‌های جنگلداری قرار بود  تبدیل به شرکت‌های حفاظتی شوند و برایشان بودجه هم پیش‌بینی شد اما اصلاً مبلغی پرداخت نشد. با مشکلات مالی کارکنان شرکت‌های مجری کم شد. درنتیجه نظارتی در منطقه وجود نداشت. اتفاقی که افتاد این بود که چشم بر قاچاق بسته می‌شد و در بدترین حالت خودشان با آن‌ها همراه می‌شدند».

قاچاقچیان مشغول کارند

طرح تنفس می‌خواست جنگل نفسی تازه کند اما مردم محلی می‌گویند استراحتی در کار نیست و قاچاقچیان کار خودشان را می‌کنند.

گیلان با مصرف‌کننده‌های بزرگ چوب مانند چوکا، چوب اسالم، صنایع سلولزی شرکت صنعتی و بازار مبل قم  روبروست. فعالان محیط‌زیست ازجمله طواف زاده می‌پرسند چرا بعد از اجرای طرح تنفس هیچ‌یک از کارخانه‌های بزرگ بعد از اجرای قانون جدید شاکی نیستند؟

این دقیقاً همان سؤالی است که «عبدالغفار شجاع» هم مطرح می‌کند. شجاع سابقه دو دوره نمایندگی مردم انزلی در مجلس و مدیرعامل و رئیس هیات مدیره شرکت نکا چوب ساری و چوکای گیلان را در کارنامه خود دارد.

او هم به مرور می‌گوید: در طول 60 سال گذشته صنایع وابسته به چوب مانند سلولزی، نئوپان و MDF  در استان‌های حاشیه جنگل به وجود آمده است و 200 هزار نفر در صنایع وابسته به جنگل در استان‌ها مشغول به کار هستند آیا در دو سال گذشته شکایت یا گلایه‌ای از طرف این صنایع شنیده‌ شده است؟

جواب هر دو خیر است. آن‌ها جواب اصلی این سؤال را رونق گرفتن قاچاق چوب می‌دانند. این شرکت‌ها برای زنده ماندن از قاچاقچیان، چوب می‌خرند. البته اداره منابع طبیعی منتقدان را به طرح‌های کاشت صنوبر خود ارجاع می‌دهد. درحالی‌که کارشناسان می‌گویند، صنوبرهای دست کاشت جوابگوی بازار نیست.

طرح تنفس جنگل و جان گرفتن قاچاق چوب

«سعید شفقتی» رئیس هیات مدیره موسسه محیط‌زیستی و منابع طبیعی شقایق‌های وحشی هیرکانی هم دراین‌ارتباط به مرور توضیح می‌دهد: اگر اوایل صبح به شهرک صنعتی رشت بروید می‌توانید صف بلند کامیون  و کمپرسی‌ها را ببینید. آن‌ها می‌گویند؛ ما خریدار چوب‌های دست کاشت و باغات هستیم. اما شک نکنید در بار کامیون‌ها چوب جنگلی هم وجود دارد.

به‌زعم این فعال محیط‌زیست طرح تنفس جنگل انگیزه دوباره‌ای برای قاچاق خُرد و کلان چوب شده و گونه‌های ارزشمند جنگل هیرکانی هم لابه‌لای چوب‌های جنگلی قطع می‌شود.

وقتی سری هم به پرتال اداره منابع طبیعی گیلان می‌زنیم به‌طور میانگین یک روز در میان خبرهای توقیف قاچاق چوب در شهرستان‌های مختلف گیلان در آن منتشر می‌شود .

اما مدیرکل منابع طبیعی گیلان در این ‌ارتباط به مرور می‌گوید: بر اساس آمار، حجم و میزان قاچاق افزایش نیافته است. او روند فعلی را طبیعی می‌داند و می‌گوید؛ وقتی قانون سخت‌گیرانه عمل می‌کند مسیر بسته می‌شود، قیمت آن کالا افزایش می‌یابد و طرفدار پیدا می‌کند و تمایل به قاچاق بیشتر می‌شود.

يوسف پور درعین‌حالی که می‌گوید قاچاق چوب ریشه‌کن شده است تأکید می‌کند: ما با شرکت‌های حفاظتی جلوی افزایش قاچاق چوب را گرفته‌ایم.

در جغرافیای گیلان، تالش، رودبار، شفت دارای بیشترین رقم پرونده‌ قاچاق چوب و شهرستان‌های رضوانشهر و سیاهکل هم در رده دوم قرار دارند. استان‌های مازندران، گلستان و سمنان خروج چوب (حتی قانونی) را از استان‌هایشان ممنوع کرده‌اند و هر ماشینی که متوقف شود با جریمه سنگین روبرو می‌شود. اما هنوز گیلان چنین قانونی را به خود ندیده است.

همچنان درگیری‌ها بر سر حفاظت و قطع درختان در جنگل ادامه دارد. گاهی اخبارش درز پیدا می‌کنند. مانند آذر 97  که یک نفر از نیروهای حفاظتی و دو نفر از نیروهای مردمی و همیار طبیعت درگیری با قاچاقچیان مصدوم و مجروح شد.

چند دهه انتظار برای لحظه‌های رستن

زراعت چوب در حدی که بتواند بخشی از نیازهای چوبی کشور را تأمین کند در حال تبدیل‌شدن به رؤیا بود؛ سال‌ها روند آن‌قدر کُند بود که گویا تمام درختان کاشته شده در سایه بودند و هرگز نور خورشید به آن‌ها نمی‌رسید تا رشد کنند. اما از دهه 90 بالاخره موضوع کمی جدی‌تر گرفته شد .

مدیرکل منابع طبیعی گیلان معتقد است، زراعت چوب مسیرش را پیداکرده و آن را  اتفاق خوب بعد از 96  می‌داند. « 670 هکتار برای زراعت چوب در قالب قرارداد 10 ساله واگذار کردیم و 1500 هکتار را نیز در برنامه داریم  و شیوه‌نامه اجرای آن‌هم در حال تنظیم است.»

او آن‌قدری به این طرح‌ها خوش‌بین است که می‌گوید از وابستگی به جنگل بیرون آمده‌ایم. اما در آن‌طرف هم افرادی مانند نکویی عضو هیات علمی گروه جنگل دانشگاه گیلان با شک و تردید به این موضوع نگاه می‌کنند؛ «منافع یکسری در تنفس بود. سر موضوع صنوبر قرارداد بستند در یک سال گذشته چقدر چوب گران شده است و به نفع واردکننده‌ها شد. چوب محصول  استراتژیک نیست. دولت خیلی وارد نمی‌شود. زمانی فقط تنه بود اما الآن سرشاخه و کُنده را هم می‌خرند. و این کمبود چوب سبب شد تا فشار زیادی به زاگرس بیاید.»

کمبود امکانات و نیرو از بدو تأسیس تاکنون

اما قصه پر غصه این موضوع بدون شک و با تائید همه طرف‌های مخالف و موافق خود سازمان جنگلداری و منابع طبیعی است. سازمانی که با یک نگاه کلی و محاسبه سرانگشتی می‌توان فهمید امکانات و بودجه‌ای اندک برایش در نظر گرفته‌شده است، اما درعین‌حال بهترین عملکرد درزمینه نگهداری از سرمایه باارزش جنگل هم از این ارگان درخواست می‌شود. از سوی دیگر طبق نُرم جهانی برای  هر هزار هکتار یک نیرو و برای هر 10 هزار هکتار یک پاسگاه نیاز است. با توجه به گستردگی عرصه‌های طبیعی گیلان و طبق استاندارد جهانی به 5 هزار نیروی انسانی در این زمینه نیاز است.

مدیران منابع طبیعی و یگان حفاظت همیشه از کمبود نیرو و بودجه می‌گویند اما هیچ‌وقت تصمیم گیران مجلسی و دولتی به آمار و ارقام نیرو و بودجه در حد نرم‌های جهانی حتی نزدیک هم نشده‌اند. و این سازمان همچنان در برابر قاچاق، آتش‌سوزی چند گام عقب است و جنگل‌کاری و آبخیزداری را هم با سرعت پایینی پیش می‌برد. مانند همان ماجرای پرسروصدای بودجه محیط‌زیست که گفته می‌شود به ازای هر ایرانی، کمتر از پنج هزار تومان است. اما در طرف دیگر ماجرا ده‌ها نهاد فرهنگی قرار دارند که هرسال صفرهای مقابل اعتبارات ملی‌شان افزایش پیدا می‌کند بدون آنکه هرگز در برابر بودجه‌های کلان خود به‌جایی پاسخگو باشند.

انتظار معجزه از نیروهایی که 5 ماه یک‌بار حقوق می‌گیرند

یوسف پور مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان گیلان هم به ‌مانند مدیران قبلی منابع طبیعی از کمبود می‌گوید: هرچند از افزایش نیروهای حفاظتی در سال 97  راضی است اما می‌گوید بازهم نیازمند امکانات و نیرو هستیم.

این کمبودها و تبعات آن از زبان شجاع هم بیان می‌شود؛ «منابع طبیعی همیشه با کمبود مواجه بوده و امکانات کافی برای مقابله نداشته است. شما تصور کنید در شرایط بد اقتصادی نیرویی که 5 ماه‌ به ‌5 ماه حقوق نمی‌گیرد باید واقعاً امام‌زاده باشد تا انتظار داشته باشیم خلافی از او سر نزد»

حرفی که پیش از آن به‌نوعی توسط مدیران منابع طبیعی هم عنوان‌شده. «فقط عشق و تعهد بالای کاری می‌تواند کاری کند تا چشم جنگلبان برای لحظه‌ای بسته نشود لحظه‌ای به‌اندازه رد شدن یک ماشین سنگین.» می‌شود گاهی هم سمج بود و بدقلق. اما هیچ جنگلبانی سرنوشت ناصر پیروی را فراموش نکرده است.

جنگلداری؛ علم یا فقط برداشت

«مهرداد نکویی» عضو هیات علمی گروه جنگل دانشگاه گیلان معتقد است تصمیم گیران این حوزه علم جنگلداری را نمی‌پذیرند. درحالی ‌که آن‌ها باید بپذیرند که جنگلداری یک علم است و برای مدیریت بهینه نمی‌توانند آن را نادیده بگیرند.

او درباره اتهام همیشگی جنگلداری یعنی برداشت درخت، توضیح می‌دهد: از سال 70 تا الآن سیستم برداشت در کشور تک گزینی بود و این غیراقتصادی‌ترین شیوه برداشت است و درعین‌حال محیط‌زیستی‌ترین شیوه برداشت است. و بنابراین کسی که بخواهد سرمایه‌گذاری اقتصادی کند وارد این بخش نمی‌شود. بر اساس دفترچه طرح و ناظر طرح در این شیوه ماکزیمم 3 تا 4 درخت برداشت می‌شود با نگاه به آینده درواقع در طرح‌های جنگلداری چیزی به‌عنوان برداشت سطح نداریم.
عضو هیات علمی گروه جنگل دانشگاه گیلان سعی می‌کند ذهن ما را از جنگل‌های بالادست به سمت پایین‌تر بکشد. از واگذاری‌هایی که عموماً هم نیت خیرخواهانه دارند مثال می‌زند «نگاه کنیم که ساختمان جدید دانشگاه علوم پزشکی گیلان در کجا ساخته‌شده یا  واگذاری برای ایجاد اشتغال مانند مرغداری و ماهی و ..عموماً جنگل را در پایین‌دست به خاطر تجاوز به عرصه از دست دادیم». او با اطمینان می‌گوید: جایی که طرح جنگلداری بوده عرصه را یک سانتی‌متر مربع از دست ندادیم.
منتقدان علم جنگلداری اما می‌گویند این علم در ایران تاکنون به جنگل به‌عنوان مزرعه چوب نگاه کرده و هیچ‌وقت ارزش مالی جنگل برآورد نشده است.
طواف زاده فعال محیط زیستی می‌گوید: بخش خدمات عمومی غیر بازاری جنگل باید ارزش‌گذاری شود تا در هنگام تصمیم‌گیری در سبد توازن قرار بگیرد و این امر یکی از وظایف مدیریت علم جنگلداری است.  در حال حاضر در کفه وزنه یا عدد نداریم به همین خاطر فقط  وجه احساسات حامیان جنگل را می‌بینیم.اما به گفته این فعال محیط زیستی بعد از سیل اخیر تصمیم گرفته شد تا در صندوق ملی این سرمایه ارزش‌گذاری وارد شود.

آیا مجری‌های طرح جنگلداری موفق بودند؟

قبل از طرح تنفس، جنگل سال‌ها با کمک مجری‌های طرح جنگلداری مدیریت می‌شد. هر بخش جنگل به بخش‌هایی تقسیم می‌شود که آن را پارسل می‌نامند و برای هر بخش طرح‌های مدیریت تعریف‌شده است. در گیلان بدون شک معروف‌ترین مجری طرح شرکت شفارود است که در حوزه غرب گیلان در حال کار است.
مسئولان شرکت‌های مانند شفارود معتقدند که مدیریت بخش‌هایی که به ما سپرده‌شده است بسیار بهتر از سایر بخش‌هایی که دارای طرح‌های بلندمدت نبوده است.
شجاع که سابقه حضور  به‌عنوان رئیس هیات‌مدیره و مدیرعامل شرکت چوکا را دارد معتقد است: هر جا طرح جنگلداری بوده به نسبت بخش‌های رهاشده مدیریت بهتری داشته است؛ چون برداشت با نگاه علمی انجام‌شده و در برابر هجوم بی‌رویه حفاظت انجام‌شده است.
نکویی عضو هیات علمی گروه جنگل دانشگاه گیلان ما را به ناو اسالم ارجاع می‌دهد «ناو یکی از بهترین جنگل‌های پهن‌برگ گیلان است. ناو مشکل حضور دام را نداشت و سه دوره بهره‌برداری را طی کرده است و حالا جنگل جوان ناهمسال است و سرحال است. و آن را مقایسه کنید با جاهایی مثل حویق و امام‌زاده ابراهیم و امام‌زاده هاشم که طرح جنگلداری نداشتند. اما حالا وضعیت خوبی ندارد چون کسی نظارت ندارد.
اما همه کارشناسان به‌طور کامل آن را تائید نمی‌کنند و طواف زاده معتقد است فقط مقایسه نقشه‌های هوایی منطقه می‌تواند جواب درستی به ما بدهد.
طواف زاده مدیرعامل موسسه سبزکاران بالان می‌گوید: من در چند جلسه چکش زنی بودم (علامت زنی درختان آماده قطع) و همیشه اعداد به سمت پایین گرد می‌شود تا بتوانند درختان بیشتری قطع کنند.
او هم موافق است که جز خود شرکت‌های مجری کسی اجازه برداشت از منطقه را نداشت، اما در بسیاری از طرح‌ها در پوسته رویی کارهای خوبی انجام‌شده اما در دل طرح اتفاقات بدی در حال رخ دادن است. حتی شاهد پاک‌تراشی بودیم کارشناس منابع طبیعی وقتی اعتراض کرده گفتند بیماری و آفت بوده و مجبور بودیم و دلایلی از این‌ دست.
اما بخش دیگر انتقاداتی که به این شرکت‌ها وارد است میزان فعالیت آن‌ها در بخش احیا است. هیچ‌وقت آماری که تولید نهال بومی‌شان را نشان دهد منتشرنشده و پاسخ نداده‌اند چطور هنوز کاج تولید می‌کنند در استانی که مصرفی برایش نیست.

آسیب حضور دام و گردشگران در جنگل
اما برای بهبود وضعیت جنگل پیش‌ازاین طرح‌های دیگری هم اجراشده است.  اداره منابع طبیعی در دهه 70 طرح خروج دام از جنگل را کلید زد تا جنگل نشینان وابسته به جنگل از آن خارج شوند. طرحی که به گفته بسیاری از کارشناسان شکست خورد.
اهالی دانشگاهی مانند نکویی عضو هیات علمی گروه جنگل دانشگاه گیلان معتقدند مشکل اصلی جنگل‌ها دام است. از طرفی دام‌های جنگل‌های شمال تنها حدود 5 درصد در تأمین پروتئین کشور نقش دارند.
او معتقد است تا دام‌ها از جنگل خارج نشوند مشکل جنگل حل نمی‌شود؛ با چرای دام نهال‌های جوان از بین می‌روند و دامداران برای تأمین خوراکشان درختان را سرزنی می‌کنند.
برخی به‌جای برداشت چوب استفاده گردشگری را تبلیغ می‌کنند اما حتی جنگل از حضور گردشگران هم آسیب‌دیده است. شفقتی رئیس هیات مدیره موسسه محیط‌زیستی و منابع طبیعی شقایق‌های وحشی هیرکانی دراین‌ارتباط می‌گوید: جنگل نمی‌تواند خودش را احیا کند چون از ورود دام و انسان جلوگیری نمی‌شود. در سال‌های اخیر تورهای گردشگری طبیعت‌گردی به‌خصوص در تالش طرفدار زیادی پیداکرده است اما باید از ورود آن‌ها به عرصه در حال احیا جلوگیری کرد. چون نتیجه‌ای جز شکسته شدن نهال‌ها و بر جای گذاشتن بقایای آتش  ندارد.
نکویی عضو هیات علمی گروه جنگل دانشگاه گیلان هم از مشاهداتش از جنگل ناو می‌گوید. از مردمی که به‌راحتی حصار سیمی را کنار زده‌اند و تا عمق 100 متری آتش روشن کرده‌اند و نهال‌های جوان را لگدکوب کرده‌اند .

یک نسخه برای بیماری‌های مختلف
طواف زاده می‌گوید در همه طرح‌های مدیریت مانند طرح صیانت، خروج دام و تنفس متأسفانه یک‌جانبه به موضوع نگاه شده است. او معتقد است در بسیاری از طرح‌ها مردمی که در دل جنگل با آن آمیختگی دارند دیده نشده‌اند. «کسی که 100 سال در جنگل زندگی می‌کند را باید بخشی از خود جنگل ببینیم. مشکل ما این است برای همه یک نسخه کلی می‌پیچیم. او به یک طرح موفق در نزدیک ساری اشاره می‌کند و می‌گوید:در این منطقه به دامداران برای خروج از جنگل اجبار نکردند. ولی به‌جای دام محلی، دام دورگه هولشتاین در اختیارشان گذاشتند. بعد از مدتی چون این دام‌ها سنگین می‌شدند کمتر به جنگل می‌رفتند. شبدر و یونجه کاشتند در لابه‌لای درخت‌ها و بعد بهره‌برداری شد. او به طرح این سؤال می‌پردازد؛چرا تصمیم گیران جوامع محلی را از جنگل و مراتع بالادست بیرون می‌کنند اما مجوز هتل 5 ستاره می‌دهند؟طواف زاده این موضوع را باعث شکل‌گیری تضاد برای جوامع محلی می‌داند.

عقب‌نشینی یا قبول واقعیت
اما مهرماه با درخواست «علی‌محمد شاعری» نماینده بهشهر و نکا از وزیر کشاورزی  سبب شد تا او با خارج کردن درختان خشکیده و غیرقابل احیا در عرصه‌های جنگلی در چارچوب قانون موافقت کند. موافقان طرح تنفس این را عقب‌نشینی وزیر تعبیر کردند و اعتقاد دارند عده‌ای به بهانه جمع‌آوری درختان شکسته و افتاده به جنگل ورود می‌کنند و از این طریق، راه برای قطع درختان سالم نیز باز می‌شود.
حال سازمان برنامه‌وبودجه هم از بررسی وضعیت جنگل‌های گیلان خبر می‌دهد و منابع طبیعی می‌گوید: در حال تکمیل طرح جایگزین هستیم و به‌این‌ترتیب ظاهراً طرح تنفس تا پایان 98 ادامه دارد.
آیا جنگل می‌تواند اجرای برنامه بهتری از طرح صیانت، خروج دام و تنفس  را شاهد باشد؟

منبع:

ytre.ir/jUI

ادامه مطلب
تبلیغات

اخبار جمعیت